و گروهى مال حلال خرج كنند به اخلاص و ليكن بر نقش و نگار مسجد ، و پندارند كه اين اعمال خير است ، از آن ، دو فساد حاصل آيد : يكى آنكه دل مردمان اندر نماز بدان مشغول شود و از خضوع بيفتد . و ديگر آنكه ايشان را نيز مثل آن اندر خانهء خويش آرزو كند و دنيا اندر چشم ايشان بياراسته شود و پندارد كه خيرى همىكند .
و رسول ( ص ) گفته است : « چون مسجد بنگار [ 1 ] كنند و مصحف [ 2 ] به زر و سيم كنند ، دمار [ 3 ] بر شما بادا . » و آبادانى مسجدها به دلهاى حاضر خاضع خاشع ، باشد كه از دنيا نفور شده باشد ، و هر چه خشوع ببرد و دنيا آراسته كند اندر دل ، ويرانى مسجد باشد . اين مدبر مسجدى ويران بكرد و همىپندارد كه كارى كرده است .
و گروهى آن دوست دارند كه درويشان بر در سراى گرد كنند تا مشغله اندر شهر افتد ، يا صدقه به كسانى دهند كه زبانآور و معروف باشند ، يا خرج بر جماعتى كنند كه اندر راه حج خرج كنند ، يا اندر خانقاهى كه آن ، همه بدانند و شكر گويند . و اگر گويى كه اين در سر به مستحقى دهى فاضلتر از آنكه اندر راه حج ، نتواند ، كه شرب [ 4 ] وى ثنا و شكر آن قوم بود ، و پندارد كه خيرى همىكند .
يكى با بشر حافى مشاورت كرد كه « دو هزار درم دارم از حلال ، به حج خواهم شد » ، وى [ 5 ] گفت : « به تماشا همىشوى يا براى رضاى حق - تعالى ؟ » گفت : « براى رضاى حق - تعالى - » ، گفت : « برو به اوامداران [ 6 ] و يتيمان و صاحب عيالان ده ، كه آن راحت كه بدان مسلمانان رسانى ، از صد حج فاضلتر است پس از حجّ اسلام . » پس گفت كه « رغبت حج بيشتر همىبينم اندر خويشتن » ، گفت : « از آنكه [ 7 ] اين مال نه از وجه به دست آوردهاى [ 8 ] ،
هامش
[ 1 ] بنگار ، منقوش .
[ 2 ] مصحف ، كتاب آسمانى ، قرآن .
[ 3 ] دمار ، هلاك .
[ 4 ] شرب ، لذّت .
[ 5 ] بشر حافى .
[ 6 ] اوام ، وام .
[ 7 ] از آن جهت كه .
[ 8 ] وجه ، طريق ، اين مال را از راهش ( راه درست ) به دست نياوردهاى .