تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
تا [ 1 ] به ناوجه خرج نكنى ، نفس قرار نگيرد . » و گروهى خود چنان بخيل باشند كه بيش از زكات بندهند . آنگه آن زكات و عشر ، همه فرا كسانى دهند كه اندر خدمت ايشان باشند - چون معلم و شاگرد - تا حشمت ايشان به اجتماع ايشان بر جاى باشد ، چون مدرّس كه زكات به طالب علمان خويش دهد ، و اگر از درس وى بشوند [ 2 ] ، ندهد ، و اين به جاى اجرا باشد ، و همىداند كه به عوض شاگردى همىدهد ، و همىپندارد كه زكات بداد . و باشد كه به كسانى دهد كه پيوسته در خدمت خواجگان محتشم باشند ، و به شفاعت ايشان زكات فرا آن كسان دهد تا به نزديك ايشان منّتى باشد ، بدين مقدار مال زكات ، خواهد كه چندين غرض حاصل كند . و باشد نيز كه شكر و ثنا چشم دارند و پندارند كه زكات همىدهند . و گروهى خود چنان بخيل باشند كه زكات نيز ندهند ، و مال نگاه همىدارند و دعوى پارسايى همىكنند ، شب نماز كنند و روز روزه دارند . و مثل ايشان چون كسى بود كه وى را درد سر بود ، دارو بر پاشنهء پاى نهد . اين متخلّف نداند كه بيمارى وى بخل است نه بسيار خوردن ، و علاج آن خرج كردن است نه گرسنگى كشيدن . اين و امثال اين ، غرور ارباب [ 3 ] اموال است . و هيچ صنف از اين رسته نباشد ، مگر آنكه علم حاصل كند ، چنين كه اندر اين كتاب است ، تا آفت طاعت و غرور نفس و مكر شيطان بشناسد ، آنگه دوستى خداى - تعالى - بر ايشان غالب بود ، و دنيا از پيش ايشان برخاسته بود - الّا به قدر ضرورت . و مرگ اندر پيش خويش بنهاده باشد و جز به استعداد [ 4 ] آن مشغول نباشد ، و اين آسان بود بر هر كه ايزد - تعالى و تقدّس - بر وى آسان كند . و السّلام .
هامش
[ 1 ] تا ، تا زمانى كه . [ 2 ] بروند . [ 3 ] ارباب ، صاحبان . [ 4 ] استعداد آمادگى .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 313 | الغزالي