بايد بداند كه چون اين پيشه گيرد مانند انبيا و صحابه و اوليا باشد ، و چون خشم راندن گيرد مانند تركان و كردان باشد و مردمانى ابله كه مانند سباع و ستوران باشند .
حكايت كنند كه بو جعفر خليفه بود ، بفرمود تا يكى را بكشند كه خيانتى كرده بود . مبارك بن فضاله حاضر بود گفت : « يا امير المؤمنين ، پيشين [ 1 ] خبرى از رسول ( ص ) از من بشنو . » گفت : « بگوى . » گفت : حسن بصرى ( رض ) روايت مىكند كه رسول ( ص ) گفت كه « روز قيامت ، در آن وقت كه همه خلق در يك صحرا جمع شوند ، منادى آواز دهد كه ، هر كه را نزد خداى - تعالى - دوستى هست برخيزيد . ، هيچ كس برنخيزد مگر آن كه از كسى عفو كرده باشد . » گفت :
« دست از وى بداريد ، كه من از وى عفو كردم . » و بيشتر خشم ولات از آن بود كه كسى زبان بديشان دراز كند و خواهند كه در خون وى سعى كنند : در اين وقت بايد كه ياد آرند از آنكه عيسى ( ع ) فرا يحيى ( ع ) گفت : « هر كه تورا چيزى گويد و راست گويد شكر كن ، و اگر دروغ گويد شكر عظيمتر كن ، كه در ديوان تو عملى بيفزود بىرنج تو » - يعنى عبادت آن كس به ديوان تو آوردند .
يكى را در پيش رسول ( ص ) مىگفتند كه « وى [ 2 ] عظيم با قوّت مردى است . » گفت : « چرا ؟ » گفتند : « با هر كه كشتى گيرد ، وى را بيفكند و با همه كس برآيد . » رسول ( ص ) گفت : « قوى و مردانه آن كس است كه با خشم خويش برآيد نه آنكه كسى را بيفكند . » و گفت ( ص ) كه « سه چيز است كه هر كه بدان رسيد ، ايمان وى تمام شد : چون خشم گيرد قصد باطل نكند ، و چون خشنود شود حق بنگذارد ، و چون قادر شود بيش از حق خويش نستاند . » و عمر ( رض ) گفت : « بر هيچ كس اعتماد مكن تا در وقت خشم وى را نبينى و بر دين هيچ كس اعتماد مكن تا در وقت طمع وى را نيازمايى . » على بن الحسين ( رض ) روزى به مسجد مىشد ، يكى وى را دشنام داد ،
هامش
[ 1 ] پيشين ، نخست .
[ 2 ] آن كس .