ايشان را حسد آيد .
و به هر صفت كه باشد ناديدن ظالمان اولىتر تا [ 1 ] با ايشان مخالطت نبايد كرد و با كسانى كه با ايشان مخالطت كنند هم نبايد كرد ، و اگر كسى قادر نباشد بدانكه با ايشان مخالطت نكند تا آنگاه كه متوارى نگردد و از ديگران بنبرد ، بايد كه زاويه گيرد و مخالطت با همه كس در باقى كند [ 2 ] .
رسول ( ص ) مىگويد : « هميشه اين امّت در كنف حمايت حق - تعالى - باشند تا آنگاه كه علماى ايشان با امرا مخالطت نكنند . » و در جمله ، سبب فساد رعيّت از فساد ملوك و سلاطين بود ، و فساد سلاطين از فساد علما باشد كه ايشان را اصلاح نكنند و بر ايشان انكار نكنند .
فصل - [ در شرائط ستدن مال از سلطان ]
اگر سلطانى مالى به نزديك عالمى فرستد تا تفرقه كند بر خيرات : اگر داند كه آن را مالكى است معيّن ، نشايد كه تفرقه كند البتّه ، بلكه بايد كه بگويد تا با خداوند دهند . و ليكن اگر مالك پديدار نباشد گروهى از علما امتناع كردهاند از فراستدن و تفرقه كردن ، و به نزديك ما اولىتر آن بود كه از ايشان فرا - ستاند و تفرقه كند بر خيرات ، تا از دست ايشان بيرون شود و آلت ظلم ايشان نگردد ، و درويشان را نيز راحتى باشد . كه حكم اين مال آن است كه به درويشان بايد رسانيد ، و ليكن به سه شرط :
شرط اول آنكه به سبب فراستدن وى ، سلطان اعتقاد نكند
كه مال وى خود حلال است و اگر حلال نبودى وى فرا نستدى ، كه آنگاه دلير گردد بر كسب حرام ، و شرّ اين از خير تفرقه بيشتر بود .
شرط دوم آنكه اين عالم در محلّ آن نباشد كه ديگران در فرا ستدن او به وى اقتدا كنند
و از تفرقه كردن وى غافل مانند ، چنان كه گروهى حجّت
هامش
[ 1 ] تا ، زنهار .
[ 2 ] در باقى كردن ، ترك كردن .