و در جمله بايد كه با همه كسى معاملت نكند ، بلكه اهل معاملت طلب كند .
و چنين گفتهاند كه : روزگارى بودى كه هر كه در بازار شدى ، گفتى : « معاملت با كه كنم ؟ » گفتندى : « با هر كه خواهى ، كه همه اهل احتياطاند . » پس از آن روزگارى آمد كه گفتند : « با هيچ كس معاملت مكن مگر با فلان و فلان . » و بيم است كه روزگارى آيد كه با هيچ كس معاملت نتوان كرد .
و اين پيش از روزگار ما گفتهاند . و همانا در روزگار ما چنين گشته است كه فرق برگرفتهاند در معاملت ، و دلير شدهاند ، بدانكه از دانشمندان ناقص علم و ناقص دين بشنيدهاند كه « مال دنيا همه به يك رنگ شده است و جمله حرام است . » و اين خطاى عظيم است و نه چنين است ، و شرط اين در كتاب حلال و حرام كه پس از اين است ، ياد كرده آيد ، ان شاء اللّه تعالى .
احتياط هفتم آنكه با هر كسى كه معاملت كند ، حساب خود با وى راست دارد
در گفت و كرد و داد و ستد ، و بداند كه اندر قيامت با هر كسى وى را بخواهند داشت و انصاف از وى طلب خواهند كرد . يكى از بزرگان بازرگانى را به خواب ديد ، گفت : « حق - تعالى - با تو چه كرد ؟ » گفت : « پنجاه هزار صحيفه اندر پيش من نهاد . گفتم : بار خدايا ، اين همه صحايف گناه است ؟ ، گفت : با پنجاه هزار كس معاملت كردهاى ، هر يك صحيفهء يكى است . ، » گفت : « در هر يكى صحيفهء خويش ديدم با وى ، از اول تا به آخر [ 1 ] . » و در جمله اگر دانگى در گردن وى بود از آن كسى كه به تلبيس وى را زيان كرده باشد ، بدان زيان گرفتار شود ، و هيچ چيز وى را سود ندارد تا از عهدهء آن بيرون نيايد .
اين است سيرت سلف در راه شريعت كه گفته آمد در معاملت . و اين سنّت برخاسته است ، و علم معاملت در اين روزگار فراموش كردهاند ، كه هر كه يكى از اين سنّت به جاى آورد ، ثواب وى عظيم بود ، كه در خبر است كه رسول ( ص ) گفت :
« روزگارى بيايد كه هر كه ده يك اين احتياطها بكند كه شما مىكنيد ، وى را
هامش
[ 1 ] در هر صحيفه آنچه ميان من و طرف معامله رفته بود همه را ديدم .