اصل دهم - در ترتيب وردها
از آنچه در عنوان مسلمانى گفتيم معلوم شد كه آدمى را بدين عالم غريب - كه عالم آب و خاك است - به تجارت فرستادهاند ، اگر نه ، حقيقت روح وى علوى است ، و از آنجا آمده است ، و باز آنجا خواهد - شد . [ 1 ] و سرمايهء وى در اين تجارت عمر وى است ، و اين سرمايهاى است كه بر دوام [ 2 ] در نقصان است : اگر فايده و سود هر نفسى از وى بنستانند سرمايه به زيان آيد و هلاك شود . و براى اين ، حق - تعالى - گفت :
وَ العَصرِ . انَّ الانسانَ لَفِى خُسر . الَّا الَّذين آمَنُوا و عَمِلُوا الصَّالِحات
[ 3 ] .
و مثل وى چون مردى است كه سرمايهء وى يخ بود ، در ميان تابستان بنهد تا مىفروشد ، و منادى همىكند كه « اى مسلمانان ، رحمت كنيد بر كسى كه سرمايهء وى مىگدازد . » همچنين سرمايهء عمر بر دوام مىگدازد . چه ، جملهء عمر ما انفاس معدود است در علم حق - تعالى . پس كسانى كه خطر [ 4 ] اين كار بديدند انفاس خود را مراقبت نمودند ، كه دانستند كه هر يكى گوهرى است كه به وى سعادت ابد صيد توان كرد ، و بر وى مشفقتر از آن بودند كه كسى بر سرمايهء زر و سيم باشد . و اين شفقت بدان بود كه اوقات شب و روز را توزيع كردند بر خيرات ،
هامش
[ 1 ] به آنجا ( عالم علوى ) باز خواهد شد ، باز خواهد گشت .
[ 2 ] بر دوام ، پيوسته .
[ 3 ] ( قرآن ، 103 - 1 و 2 و 3 ) ، به گيتى و شبانروز و هنگام [ سوگند ] . كه اين آدمى در كاست است و در زيان . مگر ايشان كه بگرويدند و كار نيك كردند .
[ 4 ] خطر ، بزرگى ، اهميت .