تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
چون به كارى درماند ، بگويد : اللّهمّ انّى عبدك و ابن عبدك و ابن امتك ، ناصيتى بيدك ، ماض فيّ حكمك ، نافذ فيّ قضائك ، اسألك بكلّ اسم سمّيت به نفسك و انزلته في كتابك و اعطيته احدا من خلقك و استأثرت به في علم الغيب عندك ، ان تجعل القرآن ربيع قلبى و نور صدرى و جلاء غمّى و ذهاب حزنى و همّى [ 1 ] . چون در آينه نگرد بگويد : الحمد للّه الّذى خلقنى فاحسن خلقى و صوّرنى فاحسن صورتى [ 2 ] . چون بنده‌اى خرد ، پيشانى وى بگيرد و بگويد : اللّهمّ انّى اسألك خيره و خير ما جبل عليه ، و اعوذ بك من شرّه و شرّ ما جبل عليه [ 3 ] . چون بخسبد ، بگويد : ربّ باسمك وضعت جنبى ، و باسمك ارفعه ، هذه نفسي أنت تتوفّاها ، لك مماتها و محياها ، ان امسكتها فاغفر لها و ان ارسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادك الصّالحين [ 4 ] . چون بيدار شود ، بگويد : الحمد للّه الّذى احيانا بعد ما اماتنا و إليه النّشور ، اصبحنا و اصبح الملك للّه و العظمة و السّلطان للّه و العزّة و القدرة للّه ، اصبحنا على فطرة الاسلام و كلمة الاخلاص ، و على دين نبيّنا محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم و على ملّة ابينا إبراهيم حنيفا و
هامش
[ 1 ] خدايا ، من بندهء تو ، و فرزند بندهء تو ، و فرزند كنيز توام ، به فرمان تو هستم ، حكم تو در من روان است و قضاى تو در من نافذ ، از تو مىخواهم به هر نامى كه بر خود نهاده‌اى ، يا در كتاب خود فروفرستاده‌اى ، يا به آفريده‌اى از آفريدگان خود ارزانى داشته‌اى ، يا آن را به علم غيب خود مخصوص كرده‌اى ، قرآن را بهار دل و نور سينهء من ساز ، و سبب دور شدن اندوه و افسردگى و پريشانى من بگردان . [ 2 ] سپاس خدايى را ، كه مرا آفريد و نيكو آفريد و مرا چهره نگاشت و نيكو نگاشت . [ 3 ] خدايا خوبى او و خوبى سرشت او را از تو مىخواهم ، و از بدى او و بدى سرشت او به تو پناه - مىبرم . [ 4 ] به نام تو اى پروردگار پهلو بر بستر نهادم و به نام تو پهلو برمىگيرم ، اين نفس من است كه تو همه‌اش را در اختيار مىگيرى ، مرگ و زندگى او تو راست ، اگر او را گرفتى بيامرزش ، و اگر رهايش كردى ، بدانچه بندگان نيكوكار خود نگاه مىدارى او را نگاه دار .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 266 | الغزالي