تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

نوع چهارم - زكات تجارت .

چون به مقدار بيست دينار چيزى خرد - به نيّت تجارت - و سال تمام شود ، همان زكات نقد واجب آيد و هر چه سود كرده باشد - اندر ميان سال - در حساب آيد . و آخر هر سالى بايد كه قيمت مال معلوم كند : آنگاه اگر سرمايه در اصل زر بوده باشد يا سيم ، هم از آن بدهد ، و اگر به نقد بخريده - باشد ، از آن نقد كه اندر شهر غالب‌تر باشد بدهد . و چون متاعى دارد و نيّت تجارت كند تا بدان چيزى نخرد ، اول سال اندر نيايد [ 1 ] . و هرگاه اندر ميان سال عزم تجارت باطل شود ، زكات واجب نشود [ 2 ] . اما اگر نقد باشد و نصابى [ 3 ] بود ، اول سال از وقت ملك نصاب بود [ 4 ] .

نوع پنجم - زكات فطر است .

هر مسلمانى كه شب عيد رمضان بيش از قوت خويش و بيش از قوت عيال خويش ، كه روزگار عيد [ 5 ] به كار برد ، چيزى دارد زيادتى - بيرون [ 6 ] سراى و جامه و آنچه لا بدّ بود - بر وى صاعى طعام ، از آن جنس كه همىخورده - است ، واجب آيد . و آن سه من باشد كم سه يك من [ 7 ] . و اگر گندم خورده باشد ، جو نشايد ، و اگر از هر جنسى از حبوب خورده باشد ، از بهترين آن جنس بدهد . و بدل گندم آرد و غير آن نشايد به نزديك شافعى ( رض ) . و هر كه نفقهء وى بر تو واجب بود ، فطر وى هم بر تو واجب بود - چون زن
هامش
[ 1 ] يعنى به صرف نيت ، سال زكات آغاز نمىشود . در « ترجمهء احياء » : و اگر در مال ذخيره نيت تجارت كند به مجرد نيت حول منعقد نشود تا بدان چيزى نخرد . ( ص 176 ) [ 2 ] در نسخه‌ها جاى اين عبارت در آخر « نوع چهارم » بود و بر اساس « احياء » جاى آن تغيير داده شد . در « ترجمه احياء » : و هرگاه نيت تجارت پيش از تمام حول قطع كند ، زكات ساقط شود . ( ص 176 ) [ 3 ] - نصابى ( صفت نسبى ) ، به حد نصاب رسيده . [ 4 ] يعنى اگر نقد داشته باشد ( نه متاع ) و نيت تجارت كند ، ديگر اول سال زكات ، از روز خريده حساب نمىشود بلكه از روز دارا بودن نقد نصابى ( به حد نصاب رسيده ) حساب مىشود ، هر چند خريد ديرتر از آن انجام گيرد . در « ترجمه احياء » : و انعقاد حول از آن وقت است كه نقدى كه بدان بضاعت خرد در ملك وى آيد اگر نصاب باشد . ( ص 176 ) [ 5 ] - در روز و شب عيد ( يوم الفطر و ليلته ) [ 6 ] - غير از ، بجز . [ 7 ] سه من به كسر يك سوم من ، دو من و چهار دانگ ( 3 - 2 ) من .