نوع اول - زكات چهار پاى ،
و آن شتر و گاو و گوسفند است . اما در اسب و خر و ديگر حيوانات زكات نيست . و اين زكات به چهار شرط واجب آيد :
شرط اول - آنكه علفى [ 1 ] نباشد ، بلكه به چراگاه بود تا بر وى مئونت بسيار نيفتد . اگر در جملهء سال چندان علف دهد كه آن را مئونتى شمرند ، زكات بيفتد [ 2 ] .
شرط دوم - آنكه يك سال اندر ملك وى بماند و از ملك وى بيرون نشود . اگر از ملك وى بيرون شود ، زكات بيفتد . اما نسل و نتاج مال [ 3 ] ، اگر چه در آخر سال آمده باشد ، در حساب گيرند و زكات واجب آيد به تبعيّت اصل مال .
شرط سوم - آنكه بدان مال توانگر باشد و در تصرّف وى بود .
اما اگر گمشده بود يا ظالمى از وى بستده باشد ، بر وى زكات نبود . مگر كه جمله با هر فايدهاى كه از وى حاصل شده باشد با وى رسد . آنگاه زكات گذشته واجب آيد . و اگر كسى چندانكه مال دارد وام دارد ، درست آن است كه بر وى زكات نبود ، كه وى به حقيقت درويش است .
شرط چهارم - آنكه نصابى [ 4 ] باشد ، كه بدان مقدار توانگر باشد ، كه از مقدار اندك توانگرى حاصل نشود .
اما اشتر : تا پنج نشود بر آن هيچ لازم نيايد . و در پنج [ 5 ] ، يك گوسفند لازم آيد ، و اندر ده ، دو [ 6 ] ، و اندر پانزده ، سه ، و اندر بيست ، چهار . و اين گوسفند [ 7 ] ،
هامش
[ 1 ] علفى ( صفت نسبى ، در مقابل چراگاهى ) ، پروارى كه علف خشك خورد .
[ 2 ] افتادن ، ساقط شدن .
[ 3 ] بچهء شتر و گاو و گوسفند .
[ 4 ] به حدى رسيده باشد كه زكات تعلق گيرد .
[ 5 ] پنج شتر .
[ 6 ] در ده شتر دو گوسفند .
[ 7 ] گوسفندى كه به زكات شتران داده شود .