تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
و فرزند و مادر و پدر و بنده . و زكات بندهء مشترك ، بر هر دو شريك باشد . و زكات بندهء كافر واجب نشود . و اگر زن زكات خويش از مال خويش بدهد ، روا بود . و اگر شوهر بىدستورى وى بدهد روا بود . اين مقدار از احكام زكات لا بدّ بود دانستن تا اگر بيرون از اين ، واقعه‌اى افتد بداند كه مىببايد پرسيدن ، و بپرسد .

كيفيت زكات به دادن

بايد كه پنج چيز نگاه دارد اندر زكات دادن :

يكى آنكه نيّت زكات فريضه كند ،

و اگر وكيلى فرا كند ، در وقت توكيل [ 1 ] نيّت كند يا وكيل را دستورى دهد تا به وقت دادن نيّت كند . و چون ولىّ زكات مال طفل بدهد ، نيّت كند .

دوم آنكه چون سال تمام شود ، شتاب كند ،

كه تأخير بىعذرى نشايد . و زكات فطر از روز عيد نشايد تأخير كردن ، و تعجيل اندر ماه رمضان روا بود ، و پيش از رمضان نشايد [ 2 ] . و تعجيل زكات مال اندر جملهء سال شايد ، به شرط آنكه ستانندهء آن تا آخر سال درويش بماند . اگر پيش از سال بميرد يا توانگر شود يا مرتد شود ، زكات ديگرباره ببايد داد .

سوم آنكه زكات هر جنسى از آن جنس دهد .

اگر زر بدل سيم دهد ، و گندم بدل جو ، يا مالى ديگر به مقدار قيمت ، نشايد به مذهب شافعى .

چهارم آنكه صدقه جايى دهد كه مال آنجا بود ،

كه درويشان چشم بر مال وى دارند . اگر به شهرى ديگر بدهد ، درست آن است كه زكات از وى نيفتد .
هامش
[ 1 ] به هنگام انتخاب وكيل . [ 2 ] يعنى زكات فطر را پيش از عيد فطر به شرطى كه در ماه رمضان باشد مىتوان داد .