يكساله كم نشايد ، و اگر بز بود دوساله كم نشايد . و چون بيست و پنج اشتر شود ، يكساله اشترى ماده واجب آيد . و اگر ندارد ، دو سالهاى نر به جاى آن بايستد . آنگاه تا سى و شش نشود هيچ چيز واجب نيايد . و در سى و شش ، مادهاى دوساله واجب آيد . و اندر چهل و شش ، مادهاى سهساله . و اندر شصت - و يك ، مادهاى چهارساله . و اندر هفتاد و شش ، دو مادهء دوساله . و اندر نود و يك ، دو مادهء سهساله . و اندر صد و بيست و يك ، سه مادهء دوساله . و پس از اين ، حساب قرار گيرد : اندر هر پنجاهى ، مادهاى سهساله ، و اندر هر چهلى ، مادهاى دوساله .
اما گاو : اندر وى هيچ چيز واجب نشود تا سى نبود ، آنگاه در وى يكسالهاى واجب شود . و اندر چهل ، دو سالهاى . و اندر شصت ، دو يكساله . و پس از اين ، حساب قرار گيرد : اندر هر چهل ، دو سالهاى ، و اندر هر سى ، يكساله - اى مىدهند .
اما گوسفند : اندر هر چهل ، يكى ، و اندر صد و بيست و يك ، دو ، و اندر دويست و يك ، سه ، و اندر چهار صد ، چهار ، و پس از اين ، حساب قرار گيرد :
اندر هر صد ، يكى ، و يكساله كم نشايد كه بود ، و اگر نر بود دوساله كم نشايد كه بود . و چون دو كس گوسفند اندر هم آميخته دارند و هر دو از اهل زكات باشند - كه يكى كافر يا مكاتب [ 1 ] نباشد - هر دو چون يك مال باشد ، تا اگر هر دو ، چهل بيش ندارند ، بر هر يكى نيم گوسفند واجب آيد ، و اگر صد و بيست دارند - هر دو به هم - يك گوسفند كفايت بود [ 2 ] .
هامش
[ 1 ] مكاتب ، بردهاى كه با صاحب خود پيمان بسته باشد تا به كارى بپردازد و درآمد خويش را بتدريج به او تسليم كند تا آزاد شود .
[ 2 ] در ترجمهء « احياء علوم الدين » چنين آمده است : اما در گوسفند - تا چهل نرسد چيزى واجب نيايد . و چون چهل شد ، ميشى در سال دوم يا بزى در سال سوم واجب بود و در زيادت از آن چيزى واجب نباشد تا به صد و بيست و يك رسد ، آنگاه دو واجب شود . و در دويست و يك ، سه . و در چهار صد ، چهار .
پس حساب قرار گيرد : در هر صدى يكى . و زكات دو كس كه ماشيهء آميخته دارند چون زكات يك مالك باشد در نصابها . چه اگر دو تن چهل گوسفند دارند در آن يكى واجب شود بر هر دو .
و اگر سه تن صد و بيست دارند ، بر هر سه يكى واجب آيد ( كتاب زكات ، ص 173 ) .