تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢

قرائت

و چون دست بر هم نهاد ، اللّه اكبر كبيرا و الحمد للّه كثيرا و سبحان اللّه بكرة و اصيلا [ 1 ] بگويد ، آنگاه
وَجَّهْتُ وجهي
[ 2 ] برخواند . پس از آن گويد : سبحانك اللّهمّ و بحمدك و تبارك اسمك و تعالى جدّك و لا إله غيرك [ 3 ] ، تا ميان همهء مذهبها و همهء روايتها جمع كرده باشد . پس اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم ، انّ اللّه هو السّميع العليم [ 4 ] ، بگويد . و بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بگويد .

[ حمد و سوره ]

پس « الحمد » برخواند ، و مدّ و تشديدها به جاى آرد ، و اندر حروف مبالغت نكند چنان كه بشوليده شود . و فرق ميان « ضاد و ظاء » به - جاى آرد ، و اگر نتواند روا بود . و چون فارغ گردد « آمين » بگويد - نه پيوسته به آخر سورت ، لكن اندك‌مايه گسسته . آنگاه سورتى ديگر برخواند يا آنچه خواهد از قرآن . و در دو ركعت پيشين از نماز بامداد و شام و خفتن آواز بردارد [ 5 ] ، مگر كه مأموم بود .

ركوع

پس تكبير بگويد و ركوع كند - چنان كه به آخر سورت پيوسته نباشد - و دست بردارد [ 6 ] اندر اين تكبير ، چنان كه اندر ابتدا . و تكبير همىكشد [ 7 ] تا آنگاه كه به حدّ ركوع رسد . و كف هر دو دست بر زانو نهد ، و انگشت اندر راستى قبله فروگذارد - از هم گشاده - و زانو بر نيارد بلكه راست دارد ، و
هامش
[ 1 ] خداى بزرگ است و ستايش نيكوى فراوان او راست ، و بامداد و شبانگاه او را تسبيح - مىگويم ( بىعيب و پاك مىشمارم ) . [ 2 ] ( قرآن ، 6 - 79 ) ، يعنى همهء آيه ( من دين و كردار خويش پاك كردم و روى دل خويش فرادادم فرا آن خداى كه بيافريد آسمان‌ها را و زمينها را و من مسلمان پاك‌دينم و از انبازگيران نيستم . ) [ 3 ] - خدايا تو را پاك مىشمارم و مىستايم - ، خجسته نام و برتر و پاك و بزرگوارتر از همه‌اى و جز تو خدايى نيست . [ 4 ] فرياد خواهم به خدا از ديو رانده ، به آن خدايى كه شنوا و داناست . [ 5 ] يعنى به جهر ( بلند و آشكارا ) بخواند . [ 6 ] بالا برد . [ 7 ] و تكبير را امتداد دهد .