آنكه شيطان را از خود دور مىكند .
[ اذان و اقامه و نيت ]
و آنگاه اگر ممكن است كه كسى به وى اقتدا خواهد - كرد بانگ نماز [ 1 ] گويد به آواز ، و اگر نه بر اقامت اقتصار كند ، و نيّت اندر دل حاضر كند ، و به دل بگويد كه « ادا مىكنم فريضهء نماز پيشين - مثلا - خداى را ، عزّ و جلّ . »
[ تكبير ]
و چون معانى اين لفظها اندر دل وى حاضر شد ، دست بردارد تا به - نزديك گوش ، چنان كه سر انگشتان در برابر سر گوش بود ، و سر ابهام اندر برابر نرمهء گوش بود ، و كف دست برابر دوش بود . و چون بدين جايگاه قرار گرفت ، « اللّه اكبر » بگويد . و آنگاه هر دو دست بر زبر ناف و زير سينه نهد ، و دست راست بر زبر چپ نهد ، و انگشت شهادت و ميانين از دست راست بر پشت ساعد چپ فروگذارد ، و ديگر انگشتان بر ساعد چپ حلقه كند ، و دست فرونگذارد آنگاه باز سينه برد [ 2 ] بلكه هم اندر فرود آوردن به سينه برد - كه درستتر اين است - و اندر ميان اين ، دست نيفشاند و بيش بيرون نيارد و به جوانب بيرون نبرد [ 3 ] .
و اندر تكبير مبالغت نكند چنان كه « واوى » پس از « اللّه » پديد آيد يا « الفى » پس از « باء » اكبر ، تا چنان شود كه « اكبار » مىگويد ، كه اين همه كار موسوسان و جاهلان باشد ، بلكه چنان كه بيرون نماز اين كلمت را بگويد - بىتكلّف و مبالغت - در نماز همچنان گويد .
هامش
[ 1 ] بانگ نماز ، اذان .
[ 2 ] چنين نباشد كه دست فروگذارد ( پايين اندازد ) و آن وقت دوباره به سينه ببرد .
[ 3 ] در ترجمهء « احياء علوم الدين » ترتيب حركات دست چنين بيان - شده : و بايد كه به وقت فارغ شدن از تكبير ، دستها را سوى پيش دفع نكند ، و در پس دوش نبرد ، بل فروگذارد ، فروگذاشتنى سبك و نرم . و پس از فرو گذاشتن ، دست راست بر دست چپ نهادن آغاز كند . و در بعضى روايات آمده است كه پيغامبر ( ص ) چون تكبير گفتى ، دستها فروگذاشتى - ، و چون خواستى كه قرائت آغاز كند ، دست راست بر دست چپ نهادى . و اگر اين درست شود اولى بود از آنچه ياد كرديم . ( كتاب اسرار نماز ص 31 ) .