تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
طبقهء دوم - پاكى ظاهر دل است از اخلاق پليد ، چون حسد و كبر و ريا و حرص و عداوت و رعونت و غير آن ، تا آراسته شود به اخلاق پاك و پسنديده ، چون تواضع و قناعت و توبه و صبر و خوف و رجا و محبّت و غير آن . و اين درجهء ايمان متّقيان است . و پاكى از اخلاق مذموم يك نيمه از ايمان است . طبقهء سوم - پاكى جوارح و اندامهاى تن است از معصيتها ، چون غيبت و دروغ و حرام خوردن و خيانت كردن و در نامحرم نگريستن و غير آن ، تا آراسته شود به ادب و فرمانبردارى در همهء كارها . و اين درجهء ايمان پارسايان است ، و پاك داشتن اندامها از جملهء حرامها يك نيمهء ايمان است . طبقهء چهارم - پاك داشتن تن و جامه است از پليديها تا جملهء تن آراسته شود به ركوع و به سجود و اركان نماز . و اين درجهء پاكى مسلمانى است ، كه فرق ميان مسلمان و كافر در معاملت بدين نماز است . و اين پاكى نيز يك نيمه از ايمان است . پس بدين وجه معلوم شود كه در همهء طبقه‌هاى ايمان پاكى يك نيمه است ، و به حكم آنكه نيمهء بيشتر اوست گفت : بنى الإسلام على النّظافة ، بناى دين بر وى است . پس اين طهارت تن و جامه - كه همگنان روى بدان آورده‌اند و جهد همه در آن كنند - درجهء بازپسين طهارتهاست ، و ليكن از آنكه آسان‌تر است ، نفس را نيز در آن نصيب است - كه پاكى خوش باشد و نفس اندر آن به راحت بود ، و همه كس نيز آن بيند ، و پارسايى وى بدان بدانند - بدين سبب بر مردم آسان‌تر بود . اما پاكى دل از حسد و كبر و ريا و دوستى دنيا ، و پاكى تن از گناه و معصيت ، نفس را اندر آن هيچ نصيب نيست ، و چشمهاى خلق بر - آن نيفتد ، كه آن نظاره‌گاه حقّ است نه نظاره‌گاه خلق ، و بدين سبب هر كس در آن رغبت نكند .