خطبه - 5 از اختلاف بپرهيزيد : ( 48 . ) پس از رحلت پيغمبر ( و پايان بيعت سقيفه ) عمويش عباس و ابو سفيان پيشنهاد بيعت با امام را كردند امام ( ع ) كه از سوء نيت ابو سفيان آگاه بود چنين فرمود : ( 49 . ) اى مردم ! امواج كوه پيكر فتنهها را ، با كشتيهاى نجات ( علم و ايمان و اتحاد ) در هم بشكنيد از راه اختلاف و پراكندگى كنار آئيد ، تاج تفاخر و برترى جوئى را از سر بنهيد .
( دو كس راه صحيح را پيمودند ) آن كس كه با داشتن يار و ياور و نيروى كافى به پا خاست و پيروز شد ، و آن كس كه با نداشتن نيروى كافى كنارهگيرى كرد و مردم را راحت ساخت ( 50 . ) .
زمامدارى بر مردم همچون آبى متعفن و يا همانند لقمهاى است كه گلوگير مىشود ، آنان كه ميوه را پيش از رسيدن چينند ، به كسى مانند ، كه بذر را در كوير و شوره زار پاشد ( هر قيامى وقت معينى دارد تا به ثمر برسد و اگر پيش از موعد دست به آن زده شود بى حاصل و بى نتيجه خواهد ماند ) .
اخلاق و علم امام ( ع ) اگر سخن گويم ( و حقم را مطالبه كنم ) گويند : بر رياست و حكومت حريص است ، و اگر دم فرو بندم ( و ساكت نشينم ) خواهند گفت از مرگ مىترسد ! ( اما ) هيهات پس از آن همه جنگها و حوادث ( اين گفته بس ناروا است ) .
به خدا سوگند ! علاقه فرزند ابو طالب ، به مرگ از علاقهء طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است ( 51 . ) .
اما من از علوم و حوادثى آگاهم كه اگر گويم همانند طنابها در چاههاى عميق به لرزه در آئيد !
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٣