463 - سستى به خرج دادند 464 - خود را پنهان كرده بودند 465 - گنگ شده بودند 466 - پيشگامتر 467 - كنايه از اين كه سبقت گرفتم 468 - تنها من گروگانش را گرفتم 469 - عيب 470 - راه هدايت 471 - مبتلا شدم 472 - شما را به خشم آورد 473 - استمداد مىجويم 474 - كسى كه يارى مىطلبد 475 - همچون شير صدا را در گلو مىانداختيد 476 - يك نوع بيمارى جلدى شتر 477 - مجروح 478 - دو قلو 479 - سپر 480 - نگهدارندهتر 481 - زيركى 482 - آگاه به فراز و نشيبها 483 - كسى كه پروا از گناه ندارد 484 - آرزوى دراز 485 - سريع 486 - ته مانده آب ظرف 487 - ريزنده 488 - بريده 489 - سستى 490 - آرام باشيد 491 - آمادگى 492 - كنايه از اين كه اين كار را كاملا بررسى كردم 493 - سر و صداى مردم را در آورد 494 - خيانت كرد 495 - خدا او را از خير دور دارد 496 - او را سرزنش كرد 497 - آنچه در امكان داشت 498 - تكميل شدن آن 499 - مأيوس 500 - از ماده « استنكاف » به معنى تكبر 501 - فنا بر پيشانيش نوشته شده بود 502 - ترك وطن 503 - آميخت 504 - به اندازه كفايت
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 432
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣٢