انداختيد 332 - حملهها 333 - شهرى بود در ساحل شرقى فرات 334 - مرزهاى آن 335 - پناهنده حكومت اسلامى 336 - خلخال او 337 - دست بندهايش 338 - گردن بندش 339 - تقاضاى آميخته با گريه و زارى 340 - با دست پر 341 - جراحت و زخم 342 - اندوه و حزن 343 - هدف 344 - شدّت گرما 345 - تخفيف يابد 346 - شدت سرما 347 - عروسان حجله نشين 348 - اندوه آميختهء با تأسف 349 - چرك و خون 350 - پر كرديد 351 - جرعهها 352 - اندوه 353 - جرعه جرعه 354 - ممارست داشتن 355 - از شصت گذشتهام 356 - اعلام كرده است 357 - ناگهان رو آور شده 358 - محل و زمان براى آمادگى مسابقهء 359 - جائزه مسابقه 360 - مرگ 361 - شدت احتياج 362 - ترس 363 - كوچ كردن 364 - خود را با آن حفظ مىكنيد 365 - افكار - آنها 366 - متلاشى مىكند 367 - سنگهاى سخت 368 - چنين و چنان 369 - از من دور شو 370 - بهانههاى نابجا 371 - طول دادن 372 - كسى كه بدهى را بدون عذر تأخير مىاندازد 373 - قرعه پوچ 374 - سر شكسته
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 429
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٢٩