595 - مملوكها 596 - خاضعان 597 - جدا نشده 598 - جدا 599 - او را به زحمت نيفكنده 600 - آفريد 601 - داخل شد 602 - حتمى 603 - ترس 604 - براى خود لباس روئين قرار دادند 605 - دندانهاى آسيا 606 - دور تر مىدارد 607 - جمجمه سر 608 - زره 609 - به حركت در بياوريد 610 - غلافها 611 - با گوشه چشم نگاه كنيد 612 - از راست و چپ شمشير زنيد 613 - برندهترين قسمت شمشير را به كار ببريد 614 - گامها 615 - فرار 616 - نسلهاى آينده ، اولاد 617 - آسان 618 - طناب دار 619 - « ثيج » وسط 620 - ( كسر ) كنار 621 - قصد 622 - از اعمال شما كم نمىگذارد 623 - سقيفه بنى ساعده ( محلى كه در آن براى امور مهم جمع مىشدند ) 624 - ميدان 625 - شترى كه درون كوهانش مجروح شده 626 - جامههاى كهنه 627 - دوخته شود 628 - پاره شود 629 - مقدمه لشكر 630 - داخل لانه شد 631 - وجار : لانه 632 - تير پيكان شكسته 633 - تفريحگاهها 634 - اود : كجى 635 - صورتهاى شما 636 - بهرههاى شما 637 - هنگام سحر 638 - خواب بر من غلبه كرد
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 435
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣٥