تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
421 - همه آنها 422 - مىشكافم 423 - شير خالص 424 - نفرين بر شما 425 - چشمهاى شما دور مىزند 426 - شديدترين حالات مرگ 427 - بسته مىشود 428 - سخن گفتن 429 - سرگردان مىشويد 430 - ديوانه 431 - هميشه - ابدا 432 - به شما تكيه شود 433 - نزديكان 434 - آتش افروز 435 - خشمگين نمىشويد 436 - شدت پيدا كند 437 - جنگ 438 - به سر حد مرگ رسيد 439 - جدا شدن سر بدون اين كه التيام پذيرد 440 - تمام گوشتهاى آن را مىخورد 441 - متلاشى مىسازد 442 - استخوانهاى سينه‌اش 443 - شمشيرهاى خوب 444 - ريزه‌هاى استخوانهاى سر 445 - جدا مىشود 446 - خراج شما 447 - كارهاى سنگين 448 - حادثه بزرگ ( اشاره به جريان حكمين است ) 449 - نظريه مسلم خود 450 - در اينجا نام شخصى است 451 - اين جمله كنايه از آن است كه دوست ندارد نظريه اصلاحى خود را بيان كند 452 - منظور ( دريد بن صمه ) است 453 - نام جائى است 454 - محلى است نزديك كوفه 455 - كشتگان ، افتاده‌ها 456 - كناره‌هاى بيابان 457 - گودال 458 - بيرون انداخته است 459 - سرنوشت ، قضا و قدر 460 - سبكمغزان 461 - احمقان 462 - شر ، حادثه بزرگ