205 - امواج دريا 206 - متعفنترين 207 - بلندترين نقطه آن 208 - عقلتان از دست رفته 209 - هدف 210 - تيرانداز 211 - شكارى براى صياد 212 - زمينهائى كه به بعضى از مردم بخشيده بود 213 - ذمهام 214 - در گرو 215 - ضامن 216 - عبرت آور 217 - كيفرها 218 - مانع آن مىشود 219 - افتادن در شبهات 220 - به هيئت اول برگشت 221 - مخلوط و در هم مىشود 222 - غربال مىگرديد 223 - بر هم زده مىشويد تا مخلوط گرديد 224 - همچون اشياء ديگر كه در حال غليان بهم مخلوط مىشود 225 - كلمه - سخن 226 - مركبهاى چموش 227 - افسارهايشان 228 - بيندازد 229 - مركبهاى رام 230 - فاصله وسيع بين دو كوه 231 - اصل 232 - راه 233 - ريشه 234 - خدا او را به خودش وا گذارده 235 - از جاده منحرف شده 236 - علاقمند شديد تا سر حد عشق 237 - سخنى از روى هوا و هوس 238 - در گرو خطاهاى خويش است 239 - نادانيها را جمع كرده 240 - در ميان نادانان با نيرنگ فعاليت مىكند 241 - ظالم 242 - بقاياى ظلمت 243 - كور 244 - پيمان صلح 245 - متعفن 246 - بسيار تهيه كرد
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٢٦