تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
« فقال ايها الناس أ تعلمون ان اللّه عز و جل مولاى و انا مولى المؤمنين و انا اولى بهم من انفسهم قالوا بلى يا رسول اللّه قال : قم يا على فقمت فقال من كنت مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه : سلمان برخاست عرض كرد يا رسول اللّه چگونه ولايتى ؟ فرمود ولايتى همانند ولايت من كه از هر كس بر خود او اولى هستم . همه گفتند : آرى چنين بود ما اين را شنيده‌ايم » .

د

: استدلال امام ( ع ) در روز « رحبه » در سال 25 هجرى قمرى به امام ( ع ) خبر رسيد كه بعضى در مورد مقدم بودن امام بر ديگران كه پيامبر به آن تصريح فرموده سخنى گفته‌اند لذا در « رحبه » ( نام يكى از محله‌هاى كوفه بوده ) در ميان جمعيت حاضر گرديد و آنها را چنين قسم داد : « هر كس روز « غدير » حاضر بوده و جريان آن روز را ديده برخيزد و نقل كند » بيش از ده نفر از جمله ابو ايوب انصارى ، ابو عمره ، عمرو بن محصن ، سهل بن حنيف ، و خزيمة بن ثابت ، و . . . به پا خاستند و گفتند : « نشهد انا سمعنا رسول اللّه يقول : ألا من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و اعن من اعانه » اما كسانى كه در جريان غدير بودند و به پا نخاستند امام به آنها نفرين كرد و به نفرين امام مبتلا شدند ، از جمله « زيد بن ارقم » بود كه امام از خدا خواست نور چشمش را بگيرد و چنين شد . اين جريان را مرحوم علامه امينى در كتاب « الغدير » از 18 طريق نقل كرده و 24 نفر را نام برده كه به پا خاستند و فرموده امام ( ع ) را تصديق نمودند .

ه

: استدلال امام ( ع ) در روز جمل 36 هجرى : شخصى بنام « رفاعه » از پدرش و او از جدش نقل كرده كه در جنگ جمل با