تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
( سليم بن قيس هلالى ) مىگويد : « على ( ع ) در مسجد پيغمبر در زمان خلافت عثمان نشسته بود ، و حدود 200 نفر از اصحاب پيغمبر ( ص ) جمع بودند ، هر كدام فضائل و مناقب خود و طائفه خويش را مىشمردند و على ( ع ) همچنان ساكت نشسته بود ، پرسيدند تو چرا سخنى نمىگوئى ؟ امام پرسيد : فضايلى كه بر شمرديد به چه وسيله نصيب شما شده گفتند از ناحيه محمد ( ص ) پيامبر خدا ! امام ( ع ) در اينجا پرسشهائى از آنها كرد و برادرى و خلافت خود را نسبت به پيامبر يادآور شد و فرمود : خداوند براى سبقت جويان در اسلام فضيلتى قائل شده و هيچ كس در قبول اسلام بر من پيشى نگرفته است . « شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد هنگامى كه آيهء
« السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ »
نازل شد و از پيامبر ( ص ) در مورد آن سؤال گرديد كه مربوط به كيست ؟ پيامبر ( ص ) در پاسخ فرمود : در مورد انبياء و اوصياى آنها است ، من از تمام انبيا افضل هستم و على « ع » وصى من از همه اوصياء افضل است : همه تصديق كردند و گفتند بلى مىدانيم ! امام ( ع ) پرسيد : و نيز مىدانيد كه پيامبر ( ص ) در خطبه خود در « غدير خم » فرمود : خداوند مرا به رسالتى امر فرموده كه سينه‌ام از آن تنگ شده و گمان كردم مردم تكذيبم كنند ، ولى دستور اكيد خداوند مرا واداشته كه آن را به شما ابلاغ نمايم .