تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
مخالف اسلام فرصت خوبى بود تا در صورت اختلاف آئين اسلام را در هم بشكنند ، اتفاقا خود امام ( ع ) به همين معنى كه گفتيم در نامه‌اى كه براى مصريها وسيله « مالك اشتر » فرستاده است اشاره نموده ( نامه 62 نهج البلاغه ) آرى امام ( ع ) بين اين دو امر مهم قرار گرفته بود و مسلم است او مسئله خلافت را قربانى حيات مسلمانان و اسلام مىكند . در عين حال او طورى رفتار مىكرد و چنان استدلال مىنمود كه موقعيتش نسبت بخلافت محفوظ بماند و اختلاف و پراكندگى و شكاف بين صفوف مسلمين ايجاد نشود . او در خانه نشست تا اين كه با اكراه و اجبار ، ولى بدون جنگ و خون‌ريزى او را براى بيعت از خانه بيرون كشيدند ، او خود اگر به سوى آنها مىرفت دليلش بر خلافت تمام نبود ، و براى پيروانش نيز دليلى بر خلافت او باقى نمىماند اما او با اين طرز رفتار ، اسلام را حفظ كرده و اعتراض خود را به عدم صلاحيت خليفه اول بيان داشت ، يعنى هنگامى كه ملاحظه نمود ، حفظ اسلام و پيش‌گيرى از دشمنان موقوف بر مسالمت است بخاطر همين هدف بزرگ مسالمت را پيشه كرد و به اصطلاح « اهم » را بر « مهم » مقدم داشت . در عين حال او خود و فرزندانش و راويان حديث دلائل روشن خلافتش و نصوص صريح آن را آشكارا مىگفتند بطورى كه بر اهل اطلاع مخفى نيست « 1 » ما در اينجا مواردى را كه امام ( ع ) به حديث غدير و نصوص ديگرى در مورد خلافتش استشهاد كرده يا خاندان او و راويان حديث به آن استدلال نموده‌اند نقل مىكنيم تا پاسخ سؤال بالا كاملتر گردد .

الف

: نخستين كسى كه به حديث « غدير » به صورت مؤكد احتجاج نموده خود امام ( ع ) در مسجد پيغمبر پس از وفات رسول اللّه ( ص ) است ، كه « سليم بن قيس
هامش
( 1 ) - اقتباس از كتاب المراجعات صفحات 101 و 102
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 373 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي