احتجاج نفرمود ؟ » و دانشمند شيعه در پاسخ وى مىگويد :
« همه مىدانند كه امام ( ع ) و دوستانش از بنى هاشم و غير بنى هاشم شاهد بيعت ابو بكر نبودند و به سقيفه داخل نشدند بلكه مشغول تجهيز و دفن پيغمبر ( ص ) بودند ، و اين مصيبت بزرگ آنها را از هر چيز منصرف نموده بود ، تا اين كه اهل سقيفه كار خود را با دقت انجام دادند و اركان آن را محكم ساختند كه احيانا هيچگونه خدشهء به آن وارد نشود ، و براى مقابله با هر نوع اعتراض آمادگى كامل پيدا نمودند .
آيا در چنان وضعى كسى مىتوانست سخن بگويد كه فتنه برنخيزد ؟
بنا بر اين امام ( ع ) در سقيفه شاهد بيعت ابو بكر نبوده ، علاوه بر اين احتجاج در برابر آنها چيزى جز فتنه همراه نداشت لذا او در ميان دو امر مهم قرار گرفته بود كه بايد يكى را انتخاب مىكرد :
وصاياى پيغمبر او را وادار مىساخت زمام خلافت را بدست بگيرد ولى از ديگر طرف فتنه و طغيانهائى كه در شبه جزيره بوقوع مى - پيوست و از انقلابى كه عرب بر ضد اسلام به راه مىانداخت خصوصا وضع منافقان مدينه و اعراب اطراف آن كه هر لحظه اسلام را تهديد مىنمود او را در اين مرحله قرار مىداد كه موقتا از خلافت صرفنظر كند .
زيرا با رحلت پيامبر ، مسلمانان هم چون گله بى چوپان بودند ، « مسيلمه كذاب » ، و « طليحة ابن خويلد » ، و « سجاح » ادعاى نبوت داشتند و براى در هم شكستن اسلام قيام نموده بودند ، و نيز بازماندگان كسراها و قيصرها ، به كمين مسلمانان نشسته و آماده فرصت براى ريشه كن ساختن اسلام ، اين آئين جوان بودند .
با از ميان رفتن پيغمبر و محكم نشدن پايههاى خلافت ، براى گروههاى
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٢