عمار گفت اكنون اختيار با تو است ! مرد برگشت ، عمار دوباره او را صدا زد ، و گفت آنها به زودى با شما مىجنگند تا آنجا كه بد انديشان خواهند گفت اگر بر حق نبودند وضع چنين نبود ، ولى خدا مىداند آنها به اندازه سر سوزنى بر حق نيستند ، اگر با شمشير ما را از همه جا بيرون كنند مىدانيم كه ما بر حقيم و آنها بر باطل ( شرح ابن ابى الحديد جلد 5 ص 256 )
168
- يك پرسش و پاسخ مهم در زمينه نصوص امامت « ابن ابى الحديد » پس از نقل جريان سقيفه در شرح سخن امام ( ع ) در جلد 6 صفحه 12 مىگويد :
اگر نص صريحى به وصيت پيغمبر نسبت به امام ( ع ) بود امام بايد با آن استدلال مىكرد ، و وصيت پيامبر ( ص ) را يادآور مىشد ، و به دليل وصيت پيامبر ( ص ) مقام خلافت را از آن خود مىدانست ، در حالى كه امام ( ع ) نه خود و نه هيچ كدام از ياران و شيعيانش به نص استدلال نكردند ، بلكه از طريق فضائل و مناقب امام به استدلال پرداختند .
در پاسخ وى بايد توجه داشت :
مىدانيم امام ( ع ) در اين مورد مىخواسته است با منطق خود گردانندگان سقيفه ، استدلال كند ، كه حتى از نظر چگونگى استدلال مهاجر و انصار نيز طرفين محكومند ، و بايد خلافت را به امام ( ع ) بسپارند .
و در عين حال بد نيست پاسخ سؤال بالا را كه اتفاقا يكى از دانشمندان بزرگ « جامعه الازهر » يعنى « شيخ سليم » از دانشمند بزرگ جهان تشيع يعنى مرحوم « سيد شرف الدين » نقل نموده است در اينجا بياوريم :
دانشمند مزبور اهل تسنن سؤال را چنين عنوان مىكند :
« چرا امام ( ع ) در سقيفه به نصوص خلافت و وصايت در برابر ابو بكر