تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
آن را براى امام ( ع ) فرستاد . امام ( ع ) در پاسخ جرير نوشت او مىخواهد با اين پيشنهادات تو را سر - گرم كند تا وضع شام برايش مسلم شود البته مغيره بن شعبه پيشنهاد باقى ماندن معاويه را به فرماندارى شام كرد ولى من پاسخ دادم : كه « و لم يكن اللّه ليرانى اتخذ المضلين عضدا فان بايعك الرجل و الا فاقبل » « خدا مرا نبيند آن روز كه گمراهان را ياور خويش قرار داده باشم ، اگر بيعت پذيرفت ، و گرنه به كوفه بيا ! » خلاصه در مدت اقامت جرير در شام معاويه مردم را براى انتقام خون عثمان آماده ساخت به طورى كه بچه‌ها در كوچه‌ها اشعار مهيّج در باره مظلوميت عثمان و انتقام خونش مىخواندند ! و سرانجام جرير مأيوس شد و به كوفه بازگشت ، و مردم عراق به جرير بدبين شده و او را طرفدار معاويه مىشمردند ، جرير از بدبينى عراقيان دلگير شد و به جزيره « قرقيسا » رفت . گروهى از بستگانش نيز به او ملحق شدند ، و تا پايان عمر در همان جا باقى ماند و در همان جا از دنيا رفت . اقتباس از شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 3 صفحه 70 - 118

137 - اسيران بنى ناجيه كيستند و اصل جريان چه بوده است ؟

شخصى بنام « خريت بن راشد » از قبيله بنى ناجيه پس از جريان حكمين با 30 نفر از يارانش نزد امام آمد و گفت : « لا و اللّه لا اطيع امرك و لا اصلى خلفك و انى غدا لمفارق لك » « نه به خدا سوگند ديگر فرمانت را اطاعت نمىكنم پشت سرت نماز