تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
نمىخوانم ، فردا از تو جدا خواهم شد » امام فرمود : « بنا بر اين عهدت را شكسته‌اى و خدايت را عصيان نموده‌اى ، ولى اگر خواسته باشى حاضرم با تو صحبت كنم و در بارهء آنچه از تو آگاه ترم روشنت سازم » او قول داد فردا براى صحبت با امام ( ع ) حاضر شود ، امام فرمود : ولى مواظب باش شيطان تو را نفريبد . . . اما او فردا فرار كرد و خدمت امام ( ع ) نيامد ، امام از اين جهت كه امكان داشت فساد به راه اندازد ، زياد بن خصفه را طبق پيشنهاد خودش فرمان داد به تعقيب او رود و در « دير ابو موسى » توقف كند تا فرمان ثانوى امام ( ع ) به او برسد . از طرفى امير مؤمنان ( ع ) به وسيله نامه از تمام فرمانداران خود خواست تا آگاهى خود را نسبت به خريت گزارش كنند . . . پيكى از جانب « قرظة بن كعب » يكى از فرمانداران امام ( ع ) به وسيله نامه‌اى گزارش داد كه به سمت فرات رفته و « ذاذان فروخ » را كه از دهقانهاى طرفدار امام بوده به جرم طرفدارى او كشته ، در صورتى كه يك نفر يهودى را به عنوان ذمى بودن آزاد نموده است امام وسيله نامه‌اى به « زياد بن خصفه » فرمان داد به خاطر خونى كه او و طرفدارانش ريخته‌اند به شدت آنها را تعقيب كند پس از رسيدن دو گروه و مقاومت و سرسختى « خريت » ، در مدائن نبرد درگير شد ، آنها با دادن 5 نفر گشته ، شبانه به سوى اهواز گريختند ، در آنجا عده‌اى از دزدان و كفار را با خود همراه ساختند ، زياد به بصره آمد و جريان را به كوفه گزارش داد على ( ع ) « معقل بن قيس » را با دو هزار سپاه روانه جنگ با آنها نمود و به « عبد اللّه بن عباس » فرماندار