تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
طبيعى نيز ثابت است كه كوهها همانند ميخها در دل زمين فرو رفته و باعث پيوستگى قشرهاى مختلف زمين و پيشگيرى از لرزشهاى آن هستند ، و اگر كوهها از ريشه پنجه در هم نمىافكندند و همچون زرهى قشر زمين را نگاه نمى - داشتند فشار درونى از يكسو و تأثير جزر و مد ناشى از جاذبهء ماه از سوى ديگر آرامش را از ساكنان زمين سلب مىكرد .

5

- اول الدين معرفته ، ( سر آغاز دين شناسائى او است ) ريشهء تمام مسائل مذهبى به عقائد ، باز مىگردد و تمام عقائد ، از معرفت و شناسائى خدا و صفات او سرچشمه مىگيرد ، بنا بر اين سرآغاز تمام برنامه‌ها و تعليمات دينى همان شناسائى او است .

6

- و من جهله . . . . ( كسى كه او را نشناسد . . . ) لازمهء شناختن واقعى خداوند اين است كه او را در رديف مخلوقات ، و موصوف به صفت آنها قرار ندهند ، و با اشارهء حسى به او اشاره نكنند ، بديهى است اگر با اشاره حسى به او اشاره كنيم مفهومش اين است كه او را محدود و قابل شمارش و عدد شناخته‌ايم و اين با خداشناسى واقعى هرگز سازگار نيست .

7

مع كل شى : ( با همه چيز است ) همراه بودن خداوند با موجودات عالم به معنى مقارنه دو جسم با يكديگر نيست ، بلكه همراهى او بمعنى احاطه وجودى و حافظيت و قاهريت اوست .

8

و لائم بين مختلفاتها . : ( همآهنگى برقرار كرد ) ممكن است يك تفسير اين جمله اين باشد كه جهان ماده را از اتم به وجود آورده ، كه داراى