تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
زيرا زمين با پشت بر آن مىغلطيد و آن همه سر و صدا كه در اثر امواج پيدا شده بود ساكن و آرام شد و همچون اسب افسار شده ، اسير و رام گرديد . و خشكيهاى زمين در دل امواج گسترده شد ، و آب را از كبر و غرور و خودبينى و نشاط بى حد باز داشت ، و از شدت حركتش كاست . و بعد از آن همه حركت ، ساكن شد ، و پس آن همه جست و خيز متكبرانه به جاى خويش ايستاد . هنگامى كه هيجان آب در اطراف زمين فرو نشست ، و كوههاى سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل نمود ، چشمه‌هاى آب از بينى كوهها جارى ساخت ( و آب ) آنها را در پهندشت و گودالها و رودخانه‌ها جارى نمود . حركات زمين را با صخره‌هاى عظيم و قلهء كوههاى بلند و محكم تعديل كرد و زمين به خاطر نفوذ كوهها در سطح آن ، و فرو رفتن ريشه‌هاى آن در بينى آن ، و سوار شدن بر گردن دشتها و صحراها ، از لرزش و اضطراب باز ايستاد . ( 208 . ) بين زمين و جوّ فاصله افكند ، و نسيم هوا را براى ساكنان آن آماده ساخت ، تمام نيازمنديها و وسائل زندگى را براى اهل زمين استخراج كرد . سپس هيچكدام از بلنديهاى زمين را كه آب چشمه‌ها به آن نمىرسد و جدولهاى نهرها به آن راه ندارد به حال خود وانگذاشت ، بلكه ابرهائى را آفريد تا قسمتهاى مرده آن را احيا سازند ، و گياهان آن را برويانند . قطعه‌هاى پراكنده ابرها را به هم پيوست ، تا سخت به حركت آمدند . ،