تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
آنها « آفريننده و صاحب عرش » را ذخيره روز بىنوائى خود قرار داده ، و به هنگام رو نمودن خلق به مخلوق رغبت خود را متوجه خالق ساخته‌اند ، هيچگاه عبادتش را پايان نمىدهند ، و علاقه خود را از لزوم طاعتش باز نمىگردانند مگر خواسته‌هائى از قلوب كه از رجاء و خوف او ، انقطاع نپذيرفته است . عوامل ترس آنها از مسئوليت ، قطع نگرديده تا در جديت خود سستى به خرج دهند ، طمعها به آنان شبيخون نزده تا كوشش ( در امور دنيا را ) بر جديت در كار آخرت مقدم دارند . اعمال گذشته خود را بزرگ نشمرده‌اند ، اگر بزرگ بشمرند ، اميد بيش از حد ، خوف آنها را از بين مىبرد و در مورد پروردگار خويش به خاطر وسوسه‌هاى شيطانى اختلاف نكرده‌اند . بدى برخوردها آنان را از هم جدا نساخته ، كينه‌هاى حسادت آنها را از هم دور ننموده ، عوامل شك و ترديد آنان را پراكنده نگردانيده و افكار گوناگون آنان را تقسيم ننموده است . آنان پاى بند ايمانند و طوق ايمان در گردنشان ، هيچگاه اين طوق را به سبب شك و ترديد و سستى از گردن برنمىدارند . در تمام آسمانها به اندازهء جاى پوستينى نتوان يافت ، جز اين كه فرشته‌اى به سجده افتاده يا موجودى تلاشگر و سريع مشغول كار است ، طاعت فراوان آنها ، بر يقين و معرفتشان نسبت به پروردگارشان مىافزايد و عزت پروردگار ، به قلبشان عظمت بيشترى مىبخشد . قسمتى ديگر از اين خطبه در توصيف زمين و گسترش آن ( خشكيهاى ) زمين را بر روى امواج پر هيجان و درياهاى مملو از آب قرار داد ، قسمتهاى بالاى امواج را متلاطم ساخت و آنها كه بهم مىخوردند سخت به حركت در آورد ( 207 . ) تا رويه‌اى از كف ، همانند كفهاى دهان شتر هنگام مستى ، بر روى آنها پديد آمد ، سپس قسمتهاى سركش آب بر اثر سنگينى خضوع نموده هيجان آنها بر اثر تماس با سينه زمين فرو نشست . . .