تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
گروهى از آنان در آفرينش ابرهاى پر آب و در آفرينش كوههاى عظيم و مرتفع ، و خلقت ظلمت و تاريكى دست در كارند . و گروهى ديگر قدمهايشان تا قعر زمين پائين رفته و همچون پرچمهاى سفيدى دل هوا را شكافته و در زير آن بادهائى است كه به نرمى حركت مىكند ، و در حدود معينى نگاهش مىدارد . اشتغال به عبادت او آنان را از كار ديگر باز داشته ، و حقيقت ايمان ، ميان آنها و معرفت حق ارتباط ايجاد كرده ، يقين به حق آنها را مشتاق وى گردانيده و علاقه‌اى به غير از آنچه نزد پروردگار است ندارند . شيرينى معرفتش را چشيده ، و از جام محبتش سيراب شده‌اند . ترس و خوف او در اعماق جانشان راه يافته ، از كثرت اطاعت و عبادت قامتشان خم شده ، و رغبت فراوان به او تضرع آنها را از بين نبرده است . مقام برجسته آنان طوق خشوع را از گردنشان بيرون نياورده ، عجب آنها را فرا نگرفته كه اعمال گذشته خود را بشمارند و خضوع و خشوع در برابر ذات با عظمتش سهمى براى بزرگ شمردن خود باقى نگذارده است . گذشت زمان آنان را از انجام وظيفه خسته نكرده ، و از رغبتشان نكاسته است تا از اميد بدرگاه پروردگار خود عدول كنند . مناجاتهاى طولانى ، زبان آنان را كند نكرده ، و اشتغال به غير خداوند آنها را تحت تسلط خود نياورده . تا نداى بلند آنان را به تضرع و خشوع كوتاه سازد . در مقام عبادت دوش بدوش هم ايستاده‌اند ، راحت طلبى آنها را به تقصير در دستوراتش وا نداشته ، كودنى و غفلتها بر تلاش و كوشش و عزم راسخ آنان تسلط نمىيابد . فريب شهوت ، همتهاى آنان را تير باران نمىكند . . .