گروهى از آنان در آفرينش ابرهاى پر آب و در آفرينش كوههاى عظيم و مرتفع ، و خلقت ظلمت و تاريكى دست در كارند .
و گروهى ديگر قدمهايشان تا قعر زمين پائين رفته و همچون پرچمهاى سفيدى دل هوا را شكافته و در زير آن بادهائى است كه به نرمى حركت مىكند ، و در حدود معينى نگاهش مىدارد .
اشتغال به عبادت او آنان را از كار ديگر باز داشته ، و حقيقت ايمان ، ميان آنها و معرفت حق ارتباط ايجاد كرده ، يقين به حق آنها را مشتاق وى گردانيده و علاقهاى به غير از آنچه نزد پروردگار است ندارند .
شيرينى معرفتش را چشيده ، و از جام محبتش سيراب شدهاند .
ترس و خوف او در اعماق جانشان راه يافته ، از كثرت اطاعت و عبادت قامتشان خم شده ، و رغبت فراوان به او تضرع آنها را از بين نبرده است .
مقام برجسته آنان طوق خشوع را از گردنشان بيرون نياورده ، عجب آنها را فرا نگرفته كه اعمال گذشته خود را بشمارند و خضوع و خشوع در برابر ذات با عظمتش سهمى براى بزرگ شمردن خود باقى نگذارده است .
گذشت زمان آنان را از انجام وظيفه خسته نكرده ، و از رغبتشان نكاسته است تا از اميد بدرگاه پروردگار خود عدول كنند .
مناجاتهاى طولانى ، زبان آنان را كند نكرده ، و اشتغال به غير خداوند آنها را تحت تسلط خود نياورده . تا نداى بلند آنان را به تضرع و خشوع كوتاه سازد .
در مقام عبادت دوش بدوش هم ايستادهاند ، راحت طلبى آنها را به تقصير در دستوراتش وا نداشته ، كودنى و غفلتها بر تلاش و كوشش و عزم راسخ آنان تسلط نمىيابد .
فريب شهوت ، همتهاى آنان را تير باران نمىكند . . .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٩