و در ماوراى آنها زلزلههائى است كه گوشها را كر مىكند ، و شعاعهاى خيره كنندهء نور ، چشمها را از ديدن باز مىدارد ، و از روى ناچارى به توقف وا مىدارد .
آنها را به صورتهاى مختلف و اندازههاى گوناگون آفريد ، و بال و پرهائى براى آنها قرار داد .
آنها كه همواره تسبيح جلال و عزت او مىگويند ، هيچگاه از اسرار شگفتانگيزى كه در مخلوقات است ، به خود نسبت نمىدهند ( گر چه خود واسطه در خلق باشند ) و هرگز ادعا نمىكنند ، كه مىتوانند چيزى را كه آفرينش آن مخصوص ذات او است بيافرينند بلكه بندگان گراميند كه « در سخن بر او پيشى نمىگيرند و به فرمانش عمل ميكنند » آنان را امين وحى خود ساخته ، و براى رساندن ودائع ، امر و نهيش به پيامبران ، آنها را روانه داشته و از ترديد در شبهات ، مصونيت بخشيده است و هيچكدام از آنها از راه رضاى حق منحرف نمىشوند .
آنها را از يارى خويش بهرهمند ساخته ، و قلبشان را با تواضع و خشوع و سكينه و وقار آگاه نموده است ، طرق آسانى براى عبادت خويش به روى آنها گشوده است ، چراغهاى روشنى براى نشانههاى توحيدش نصب نموده ، و سنگينيهاى گناهان ( مردم ) هرگز آنان را در كار خود دلسرد نكرد ، رفت و آمد شب و روز آنان را بسوى مرگ كوچ نداده ، تيرهاى شك و ترديد در ايمان پر عزم آنان خللى ايجاد نكرده ، و گمانها بر پايگاه يقين آنها راه نيافتهاند و آتش كينه بين آنها افروخته نشده است .
حيرت و سرگردانى ( در فهم و كنه او ) آنان را آن مقدار ايمان كه در دل دارند و آنچه از هيبت و جلالش در درون نهفتهاند جدا نساخته است .
وسوسهها در آنها راه نيافته تا شك و ترديد بر آنها مسلط شود . . .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٧