تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
در حالى كه عترت پيامبرتان در ميان شما است ، آنها زمامهاى حقند و پرچمهاى دين ، و زيانهاى صدق ، آنها را در بهترين جائى كه قرآن را در آن حفظ مىكنيد ، جاى دهيد ( در دلها و قلوب پاك ) و همچون تشنگانى براى سيراب شدن به سرچشمه زلال آنان هجوم آوريد . اى مردم اين حقيقت را از خاتم انبياء ( ص ) بياموزيد كه : هر كس از ما مىميرد در حقيقت نمرده است و چيزى از ما كهنه نمىشود ( 199 . ) پس آنچه نمىدانيد مگوئيد كه بسيارى از حقايق در امورى است كه انكار مىكنيد ، و از كسى كه دليل بر ضد او نداريد عذرخواهى كنيد ، و من همو هستم ، ( 200 . ) . مگر من در بين شما به « ثقل اكبر » ( قرآن ) عمل نكردم ؟ و « ثقل اصغر » ( عترت پيغمبر ) را در بين شما باقى نگذاردم ؟ مگر پرچم ايمان را در بين شما نصب نكردم ؟ و از حدود حلال و حرام آگاهتان نساختم ؟ مگر نه اين است كه جامه عافيت را با « عدل » خود بر تن شما پوشيدم ؟ و نيكيها را با اعمال و گفتار خود براى شما گستردم ، و ملكات اخلاق انسانى را به شما نشان دادم ؟ پس وهم و گمان خود را در آنجا كه چشم ، ژرفاى آن را نمىبيند ، و فكرتان توانائى جولان در آن را ندارد به كار مبريد . قسمتى ديگر از اين خطبه است تا آنجا كه بعضى گمان بردند دنيا به كام « بنى اميه » مىگردد ، و همه خوبيهايش را به آنها مىبخشد ، و آنها را از سرچشمه خود سيراب مىسازد ، و شمشيرشان از سر اين امت كنار نخواهد رفت ، كسانى كه چنين مىپندارند در اشتباهند ، چه اين كه سهم آنان جرعه‌اى از زندگى لذت بخش ، بيش نيست مدتى آن را مىمكند سپس همه را بيرون مىاندازند !