اما هنگام جنگ فرياد مىزنيد :
اى جنگ ! از ما دور شو ! آن كس كه شما را بخواند فرياد او به جائى نمىرسد ، و كسى كه شما را رها كند قلب او از آزار شما در امان نخواهد بود ، به عذرهاى گمراه كنندهاى متشبث مىشويد همچون بدهكارى كه ( با عذرهاى نابجا ) از اداء دين خود سرباز مىزند ( بدانيد ) افراد ضعيف و ناتوان هرگز نمىتوانند ظلم را از خود دور كنند ، و حق جز با تلاش و كوشش بدست نمىآيد ، شما كه از خانه خود دفاع نمىكنيد چگونه مىتوانيد از خانه ديگران دفاع كنيد ؟ و با كدام پيشوا و امام پس از من ، به مبارزه خواهيد رفت ؟ به خدا سوگند فريب خوردهء واقعى آن كس است كه به گفتار شما مغرور شود ! و اگر پيروزى بوسيله شما بدست آيد پيروزى بى اثرى است همانند كسى كه در قرعه ، برگ نابرندهاى نصيب او شود ! و كسى كه بخواهد بوسيله شما تيراندازى كند همچون كسى است كه با تيرهاى بى پيكان تير انداخته است ! سوگند به خدا ! به آنجا رسيدهام كه گفتارتان را تصديق نمىكنم و به يارى شما اميد ندارم و دشمنان را به وسيله شما تهديد نمىكنم ! چه دردى داريد ؟ دواى شما چيست ؟ طب شما كدام است ؟
آنها هم مردانى همچون شما هستند ! ( چرا آنها اين همه پايدارند و شما اين قدر سست ؟ ! ) آيا سزاوار است بگوئيد و عمل نكنيد ؟ و فراموشكارى ، بدون ورع داشته باشيد ( يعنى رها كردن چيزى نه بخاطر زهد ) و اميد در غير حق بورزيد ؟
كلام - 30 :
از سخنانى است كه امام ( ع ) در مورد قتل عثمان فرموده است ( 112 . ) اگر به كشتن او فرمان داده بودم ، قاتل محسوب مىشدم ، و اگر آنها را باز مىداشتم از ياورانش به شمار مىآمدم ! اما كسى كه او را يارى كرده نمىتواند بگويد از كسانى كه دست از ياريش برداشتند بهترم ، و كسانى كه دست از ياريش برداشتند نمىتوانند بگويند ياورانش از ما بهترند ، من جريان « عثمان » را برايتان خلاصه مىكنم :
استبداد ورزيد ، چه بد استبدادى ، و شما ناراحت شديد و از حد گذرانديد و خداوند در اين مورد حكمى دارد كه در بارهء « مستبدان » و « افراط گران » جارى مىشود ( و هر كدام به واكنش اعمال نادرست خود گرفتار مىشوند )
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٥