« خداسرپرست افراد مؤمن است . آنان را از تارى كيها - تاريكى كفر و ضلالت ، تاريكى هوى و هوس ، تاريكى صفات رذيله ، تاريكى شيطانها - بيرون مىبرد به سوى نور - نور ايمان ، نور خدا ، نور صفات خوب ، نور طاغوت درون و برون ، طاغوت صفات رذيله - آن طاغوتها آنان را از نور به تاريكيها مىبرند و سرنوشت آنان آتش هميشگى است . » و اين است معنى روايت حضرت رضا ( ع ) كه فرموده است : « كسى كه داخل در لاالهَ الَّا اللّهُ شود ، سرپرست دلش الله باشد - عقيدهاش ، عملش ، گفتار و كردارش ، نمايانگر اين است كه تأثيرى در عالم جز از ناحيهء الله نيست - و ادامهء آن سرپرستى ولايت باشد ، در قلعهء محكم خداوندى است . » بنابراين بايد گفت كه حضرت رضا ( ع ) به يك جمله تمام ايمان ، تمام سعادت ، تمام قرآن و تمام سنت را عرضه كرده است . نظير همين جمله با شرحى كه داده شد از پيامبراكرم ( ص ) روايت شده است . چون آيهء شريفه وَانْذِر عَشِيرَتَكَ اْلَاقْرَبِينَ ؛ « 1 » يعنى : خويشان نزديك خود را سنجش كن . » نازل شد ، پيامبر ( ص ) بزرگان قريش را دعوت كرد و فرمود : « اگر يك جمله بگوييد ، سعادتمند خواهيد شد . بگوييد لااله الا الله و هر كه اول بگويد بعد ازمن وصى من است . » اول كسى كه جواب آن حضرت را داد ، اميرالمؤمنين ( ع ) بود . حضرت رسول سه مرتبه كلام خود را تكرار كرد و جز اميرالمؤمنين كسى جواب نداد . پيامبر اكرم در همان جلسه فرمودند : « على ، بعد از من وصى و جانشين من است . » « 2 » اين كلام با كلام فرزندش حضرت رضا
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٥
هامش
( 1 ) - شعراء / 214
( 2 ) - همين قضيه « انذار عشيره » را كه ذكر كرديم ، طبرى در جزء ثانى از كتاب تاريخ الامم و الملوك به طرق مختلفه مذكور داشته و تاريخ طبرى از تواريخى است كه علماء فن تواريخ و سير از آن مدحها كردند . . . و علاوه بر طبرى جمع كثيرى از بزرگان محدثين و مورخين و اهل سير اين قضيه را نقل كردند ، مثل : ابن اسحاق و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و ابى نعيم و بيهقى در سنن و دلائل خود و ثعلبى در تفسير كبير و ابن اثير در جزء ثانى ابن قضيه را از مسلمات دانسته و . . . « نقل از كشف الاسرار ص 151 - 152 تأليف امام خمينى قدس سره »