شباهت دارد .
در خاتمه ، قسمتى از قصيدهء دعبل را كه در مرو براى حضرت ( ع ) خوانده است ، يادآور مىشويم . قصيده بسيار مفصل است و صاحب كشفالغمه همهء آن را ضبط نموده است . چند بيتى از آن را اينجا مىآوريم . دعبل خدمت حضرت رسيد و اشعارش را خواند تا بدين جا رسيد :
افَاطِمُ لَوْحِلْتِ الْحُسَينِ مَجَدَّلًا * وَقَدْمَاتَ عَطْشَاناً بِشَطً فُراتِ
اى فاطمه ! كاش با حسينت در كربلا بودى ، كه در كنار نهر فرات تشنه جان داد .
تا اينكه رسيد به قبر موسى بن جعفر ( ع ) در بغداد و چنين گفت :
وَقَبْرٌ بِبَغْدَادٍ لِنَفْسٍ زَكِية * تَضَمَّنَها الرَّحْمّنُ فِى اْلغُرُفُاتِ
اى فاطمه ! از قبر بيرون آى و گريه كن ، براى قبرى كه در بغداد است . قبر نفس پاكى كه انوار رحمانى آن را فرا گرفته است .
حضرت رضا فرمود : دعبل ! من هم شعرى مىگويم ، همينجا آن را درج كن .
وَقَبْرٌبِطُوسِ يا لَهَا مِنْ مُصِيبَة * الَحَّتْ عَلى اْلأَخشَاءِ بِالزَّفَرَاتِ
الَى الحَشْرِ حَتَّى يبْعَثَ اللّهُ قَائِماً * يفَرِّجُ عَنَّا الغَمَّ وَالْكُرُبَاتِ
فاطمه ! گريه كن براى قبرى كه به طوس است . دل او را غصهها پارهپاره كرده است . اين غصهها ادامه دارد تا روز قيامت ؛ نه بلكه ، تا قيام آل محمد كه همهء غمها و غصههاى اهل بيت را مىزدايد .
دعبل مىگويد : يابن رسول الله ! ما در طوس از شما اهل بيت قبرى سراغ