كلمهء لاالهَ الَّا اللّهُ در حقيقت همان قرآن است . همان كتابى است كه مايهء سعادت جامعهء بشرى است ؛ ولى از نظر قرآن ، كلمهء لاالهَ الَّا اللّهُ منهاى ولايت ، ناقص و بلكه هيچ است . پروردگار عالم وقتى اميرالمؤمنين ( ع ) را به ولايت منصوب نمود ، آيه اكمال را فرو فرستاد : الْيَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم وَاتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتيِ وَرَضِيتُ لَكُمْ الْأسْلَام دِيناً . « 1 » در اين روز كامل نمودم براى شما دين شما را و اتمام نمودم براى شما نعمت خود را و راضى شدم كه اسلام - توأم با ولايت - دين شما باشد . قبل از نصب اميرالمؤمنين به ولايت ، آيهء تبليغ به پيامبر چنين خطاب مىكند : يَاايُّهَا الرَّسُولُ بَلَّغْ مَاأنْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَبَّكَ وَانْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ « 2 » اى پيامبر ! آنچه را به تو نازل شد - نصب اميرالمؤمنين به ولايت - به مردم بگو و اگر تبليغ نكنى ، رسالت خود را نرسانيدهاى . حضرت رضا با جملهء شَرْطِها وَ شُرُوُطِها همان آيه اكْمال و آيهء تبليغ را ياد آورى مىكند و مىفرمايد : شرط اساسى كلمهء لا الهَ الَّا اللّهُ ، ولايت است . چيزى را كه بايد متوجه باشيم ، معنى و حقيقت ولايت است . ولايت از نظر لغت ، معانى متعددى دارد و از جمله به معنى دوست هم آمده است . همه بايد اهل بيت را دوست بدارند ، و محبت اهل بيت نعمت بزرگى است ، چنانچه بغض اهل بيت خذلان بزرگى است . سنى و شيعه اين روايت را از
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٣
هامش
( 1 ) - مائده ، قسمتى از آيه 3 ، در غايه المرام در باب 39 شش حديث از احاديث اهل سنت نقل شده است كه اين آيه در روز غدير خم كه پيغمبر خدا على ( ع ) را به امامت معرفى كرد ، دربا رهء على ( ع ) نازل شده و در بيشتر آنها است كه پيغمبر گفت : « اللّهُ اكْبَر عَلى اكْمالِ الّدينِ وَتَمامِ الِنْعَّمةِ وَ رِضَى الرَّبِّبِرسالَتى وَالْوِلايةِ لِعَلِى » نقل از كشف الاسرار ص 136
( 2 ) - در الغدير ج 1 از اين ابى حاتم و ابن مردويه و واحدى نيشابورى از ابوسعيد خدرى و حافظ حاكم حسكانى در شواهد التنزيل از ابن عباس و جابر انصارى و ابواسحاق حموينى در فرائد السمطين ، قاضى شوكانى در تفسير خود فتح القدير از اين مردويه و او از ابن مسعود نقل مىكند كه اين آيه در روز غدير نازل شده و دلالت بر ولايت و جانشينى على ( ع ) دارد . نقل از كتاب « پرتوى از امامت و ولايت »