تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

شد ، نمونه‌اى از فضايل حضرت رضا ( ع ) بود . ذكر اين‌گونه فضايل براى حضرت رضا ( ع ) مقام و شأنى نيست . بنابراين بهتر است كه مقدارى از وقايع مسافرت جبرى آن بزرگوار از مدينه به طوس را ذكر كنيم : ممالك اسلامى ، بعد از مرگ هارون الرشيد در طغيان بودند و شورشهاى فراوانى پديد آمد . هنگامى كه مأمون برادرش را نابود كرد و توانست زمام امت اسلامى را به دست بگيرد ، صلاح را در آن ديد كه سران ممالك اسلامى را جمع كند ؛ تا بدينوسيله بتواند فتنه‌ها را خاموش نمايد . پس سى و سه هزار نفر از بزرگان بلاد را به نام مستشار در مركز جمع نمود ، و ولايتعهدى را به طور جبر و تهديد به حضرت رضا واگذار كرد ، و بدين‌وسيله توانست به ممالك اسلامى آرامش بخشد . هنگامى كه شورش‌ها فرو ريخت ، افرادى كه به عنوان مستشار خوانده شده بودند ، متفرق و بسيارى از آنان مورد بىمهرى و يا احياناً زندان و تبعيد قرار گرفتند و كشته شدند . از جملهء آن افرادى كه صلاح دانستند او را شهيد كنند ، حضرت رضا ( ع ) است . نكاتى كه لازم به تذكر است : 1 - حضرت رضا ( ع ) در موارد متعددى ذكر كرده كه سفرش به خراسان ، قبول ولايتهدى و ورود به دستگاه مأمون بر ايشان تحميل شده بود . « 1 » تشكيل مجلس عزا در مدينه موقع حركت ، گريه‌هاى آن بزرگوار در مكه و خداحافظى با بيت الله قبل از موقع آمدن عمال مأمون ، گريه‌هاى او كنار قبر جد بزرگوارش و خداحافظى با او بعد از آمدن آنان ، قبول نكردن مكرر ولايتعهدى تا آنكه تهديد مىشود و سپس قبول كردن آن مشروط بر اينكه در امور مملكتى هيچ دخالتى نكند ، همه مبين اين مطلب است كه اين

هامش
( 1 ) - امام رضا ( ع ) در پاسخ احمد بن محمد بزنطى مىنويسد : « . . . و اما اينكه اجازهء ملاقات خواسته‌اى ، آمدن نزد من دشوار است . و اينها اكنون بر من سخت گرفته‌اند ، و فعلًا برايت ممكن نيست ، انشاء الله به زودى ملاقات ميسر خواهد شد . . » نقل از حياه الامام الرضا ( ع ) ص 315 و رجال ممقانى ج 1 ص 97 و عيون الاخبار ج 2 ص 212