در برخى روايات آمده است كه :
« ربح المؤمن على المؤمن حرام »
مؤمن نمىتواند از برادر ايمانيش در معامله سود بگيرد ، در روايت ديگر توضيح مىدهد كه اين حكم مخصوص به زمان امام قائماست . در آن زمان ، جوّ اخلاقى جامعه است كه برتر از قانون است ، به علاوه نه تنها رهبر بلكه نزديكان رهبر نيز همه وارستهاند و هيچ گونه سوء استفادهاى نمىكنند .
همين طور رواياتى كه دربارهء اخوّت ايمانى داريم كه : بايد يكى از شما بتواند دست در جيب ديگرى كند و به قدر نياز خود بردارد ، و هيچ كدام احساس ناراحتى نكنيد اين روايت نيز جنبهء اخلاقى دارد و نه قانونى .
بررسى مسايل اقتصادى اسلامى و تفكيك متون قانونى از اخلاقى ، تخصص فقهى مىخواهد و متأسفانه برخى چنين تخصصى ندارند و به ارائه و اظهار نظر مىپردازند .
11 - برخى از نويسندگان اسلامى « 1 » تصوّر كردهاند كه جمع ثروت در همهء شرايط و از هر طريق مطلقا ممنوع است و در اثبات مطلب خود به دو دليل تمسّك مىكنند 1 - : آيهء كنز سورهء توبه آيه 34 ، 2 - آيهء فيىء سورهء حشر ، آيه 7 .
« آنها كه طلا و نقره را گنج مىكنند و در راه خدا انفاق نمىكنند به عذابى دردناك بشارتشان بده . » . . . « آنچه را خداوند از اهل سرزمينها به پيامبرش برگرداند مال خدا و پيامبر و خويش و يتيمان و بيچارگان و به راه مانده است ، تا ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد » .
ولى بايد دقّت بيشترى كرد ، آيهء كنز مربوط به موارد نياز سبيل اللّه است ،
هامش
( 1 ) - مانند سيّد قطب در كنار عدالت اجتماعى و . . .