آن هم نياز حتمى و ضرورى كه تركش موجب عذاب شديد است و گرنه مهمان نوازى هم سبيل اللّه است ، ليكن نه ضرورى است و نه تركش موجب عذاب ، و نه كسى احتمال مىدهد كه تعبير اين آيه مربوط به امثال مهمان نوازى باشد . و بنابراين در آن شرايط ، ضرورى است كه جمع ثروت و انفاق نكردن در راه خدا موجب عذاب است و نه مطلقا .
شرايط اجتماعى مسلمانان در مجموع هفت صورت دارد : 1 - زمان مبارزات مسلمين در حكومت طاغوتى عليه طاغوت . 2 - زمان نياز شديد مسلمين در حكومت طاغوتى از نظر فقر . 3 - زمان نياز مسلمين به بودجه تسليحاتى براى طرد مهاجم در زمان حكومت توحيدى : 4 - زمان نياز مسلمين از نظر فقر ، در حكومت توحيدى . 5 - نياز مسلمين به بودجهء كافى براى تشكيل حكومت توحيدى ، 6 - زمان ، حكومت توحيدى و بى نيازى جامعه ، 7 - زمان حكومت طاغوتى و عدم نياز حتمى مسلمين .
ممنوعيت اسلامى كنز در صورت هفتم به نفع طاغوت مىشود ، و در صورت ششم وجهى براى ممنوعيت نيست و سبيل اللّه حتمى هم نداريم كه انفاق نكردنش موجب عذاب شود . « 1 »
آيهء فيىء نيز مربوط به اموال عمومى است . فيىء اموالى است كه از كفار و بدون دخالت ارتش به دست پيامبر افتاده است و مربوط به حاكم است و او براى حلّ فقر ( غذا و مسكن و غيره ) به كار مىبرد تا اين اموال در دست اغنيا نباشد ، اموال عمومى براى نياز جامعهء اسلامى است ، و وجهى ندارد كه به ثروتمندان داده شود . آرى اگر حكومت بى نياز باشد و فقر هم نباشد
هامش
( 1 ) - نظريات مختلف مربوط به آيهء كنز را در كتاب « مالكيت » خصوصى در اسلام » به قلم نويسنده ببينيد .