نشانهها بر دور حرم بگذارند . و به روايت ديگر « 1 » [ نقل شده است ] كه : ابر به موضع كعبه سايه انداخت ، جبرئيل گفت : يا آدم ، خطّ بكش بر دور سايهء آن ابر كه به زودى بيرون خواهد آمد از براى تو خانهاى از بلور كه قبلهء تو و قبلهء فرزندان تو باشد بعد از تو . چون آدم عليه السلام خط كشيد ، خدا براى او خانهاى از زير ابر بيرون آورد از بلور و حجرالاسود را فرستاد . [ بعد ] امر كرد جبرئيل « 2 » آدم را كه حجّ كند و طلب آمرزش نمايد از گناهان خود نزد جميع مَشاعر « 3 » . پس روز هشتم ذى الحجّه بود كه جبرئيل گفت : اى آدم برخيز ؛ و او را از حرم بيرون برد و امر كرد او را كه غسل بكند و احرام بندد و كيفيّت احرام و تلبيه را تعليم او كرد ، پس در همان روز ، بعد از احرام ، به مِنى برد و شب در مِنى - ماندند ، و به او نمود موضع مسجد مِنى « 4 » را ، پس خط كشيد آدم عليه السلام بر دور آن مسجد ، چون صبح روز عرفه شد بيرون برد او را بسوى عرفات [ و ] چون ظهر عرفه شد امر كرد او را به قطع كردن تلبيه « 5 » و غسل نمودن ، و چون از نماز عصر فارغ شد ، جبرئيل امر كرد او را [ كه ] بايستد در عرفات ، و تعليم او نمود آن كلمات را كه تلقّى نمود از خدايش ؛ و آن كلمات اين است : سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ لاالهَ الَّا انْتَ ، پس چنين ايستاده ، ماند و دستها بسوى آسمان بلند كرده بود و تضرّع به درگاه خدا مىكرد و مىگريست ، چون آفتاب غروب كرد جبرئيل گفت : هفت مرتبه اعتراف به گناه خود بكن . پس آدم عليه السلام چنين كرد ، به اين سبب آن موضع را معترف يا معرف گفتند ( كه آدم عليه السلام در آنجا اعتراف به گناه خود كرد ) ، پس آن سنّت بر فرزندان او مقرّر شد كه در آنجا اعتراف به گناهان خود بكنند ، چنانچه پدر ايشان اعتراف كرد ، و از خدا توبه سؤال كنند ، چنانچه پدر ايشان آدم عليه السلام سؤال كرد ؛ پس امر كرد او را جبرئيل كه بازگردد از عرفات ، پس گذشت بر كوههاى هفتگانه و امر
هامش
( 1 ) - كافى 4 / 192 ( ضمن ح 1 ) ؛ وسايل 11 / 226 ب 2 ؛ بحار 11 / 194 ب 3 ؛ الحدائق الناضرة 17 / 377 .
( 2 ) - عبارت متن « جبرئيل كه » . م .
( 3 ) - مَشاعِر : جمع مَشعَر ؛ مَشاعِرُ الحجّ : علامتهاى حجّ كه بر حواس ظهور داشته باشد . لغت نامه .
( 4 ) - مراد از « مسجد مِنى » ، بنا به تصريح همين كتاب ( فصل 31 - مستحبّات مِنى ) و برخى كتب فقهى ( همچونمقنع شيخ صدوق / 285 ) ، همان مسجد خيف است . م .
( 5 ) - تَلْبِيَة : لبّيك گفتن حاجيان . لغت نامه .