الحاصل : مُسلم از باقىِ زندگان اهل مدينه بيعت يزيد را گرفت بدين طريق كه همه بندگان او باشند كه اگر خواهد بفروشد و اگر خواهد آزاد كند . پس بعد از اين مقدّمه روانهء مكّه شد ، چون به عقبهء هرشى « 1 » يا منزل قديد « 2 » رسيد به درك جهنّم رفت ، و قبل از فوت ، امارت عسكر را به حصين بن نمير تسليم نمود و گفت : يزيد تو را بعد از من امير نموده ، پس بايد به تعجيل روانهء مكّه شوى و منجنيق بر كعبه بندى و عبداللَّه بن زبير را بگيرى . پس حصين روانه شد و جنگ با اهل مكّه درپيوست ، و منجنيق بسته آتش به كعبه ريخت ، و سقف خانه را سوزانيد و حجرالاسود از اثر آتش سياه شد ، و سه پاره گشت ، و سوخت دو شاخهاى گوسفندى كه از بهشت به اسماعيل عليه السلام فديه آمده بود و او را از كعبه آويخته بودند . و در كوه ابوقبيس سنگهاى گران به منجنيق گذاشته به خانهء خدا مىانداختند ، پس بسيارى از بيتاللَّه خراب شد ، پس صاعقه به اصحاب منجنيق رسيده پانزده يا هيجده نفر را سوخت ، و اين مقدّمه ، روز شنبه سيُّم ربيع الأوّل سنهء شصت [ و ] چهار هجرى بود . پس يزيد در نصف همان ماه به مرض ذبحه « 3 » و ذات الجنب « 4 » به جهنّم و اصل شد ، چون خبر مرگ او به حصين رسيد دست از محاربه كشيد « 5 » .
پس عبداللَّه بن زبير با مردم مشورت كرد در آنكه تتمّهء خانه را خراب كند و بسازد ، جابر بن عبداللَّه انصارى و عبداللَّه بن عمر با جمعى ديگر تجويز نمودند ، و عبداللَّه بن عبّاس با بعضى ديگر راضى شدند ؛ عبداللَّه عازم شد بر خراب كردن و اهل مكّه از خوف نزول عذاب از مكّه بيرون رفتند ، و تا سه روز در مِنى ماندند ، و عبداللَّه به هر كس كه امر نمود كه متوجّه آن امر شود جرأت نكردند پس بالاخره خود ، روز شنبه نيمهء جمادى الآخر ، بر بام كعبه رفته چند سنگ با كلنگ كنده بر زمين افكند ، چون مردم ديدند كه به او ضررى نرسيد متوجّه آن امر شدند ، بعد از آن عبداللَّه بن زبير آن را بنا كرد ، مگر آنكه در ارتفاعش 18 ذرع « 6 » اضافه نمود كه [ ارتفاع بيت ] بيست و هفت ذرع « 7 » شد . چون
هامش
( 1 ) - هَرشى : واديى است در راه مكّه . لغت نامه .
( 2 ) - قُدَيد : نام موضعى است نزديك مكّه . لغت نامه .
( 3 ) - ذُبْحَة ( يا ذَبْحَة ) : درد گلو ، دردى است كه در گلو از بسيارى خون پيدا مىشود و بدترينخناقهاست . لغت نامه .
( 4 ) - ذاتُ الجَنْب : درد پهلو ، نوعى بيمارى پهلو . لغت نامه .
( 5 ) - ( با اندكى تغيير ) بحار 68 / 123 ب 63 ذيلح 1 .
( 6 ) - عبارت متن « زرع » . م . .
( 7 ) - عبارت متن « زرع » . م . .