تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
براى پسر برادر خود عقيل ( و به روايت ديگر : براى دو پسر برادر خود عقيل بن ابى طالب و نوفل بن حارث ) . عبّاس گفت : يا رسول‌اللَّه ( صلى الله عليه و آله ) ، من مسلمان بودم و لكن قوم مرا به جبر به جنگ آوردند . حضرت فرمود كه : خدا اسلام تو را بهتر مىداند ، و اگر راستگويى تو را جزا خواهد داد ، و امّا به حسب ظاهر تو به يارى دشمن ما آمده بودى ؛ اى عبّاس ، شما خواستيد با خدا خَصمى « 1 » كنيد خدا ما را بر شما غالب گردانيد ، اى عبّاس بده فداى خود و پسر برادر خود را . و چون عبّاس چهل اوقِيَه « 2 » طلا با خود آورده بود و مسلمانان از او به غنيمت گرفته بودند گفت : يا رسول‌اللَّه ( صلى الله عليه و آله ) ، آن طلا را به فداى من حساب كن . حضرت فرمود كه : نه ، چيزى كه خدا به من داده است به فدا محسوب نمىشود . عبّاس گفت : من مال ديگر به غير آن ندارم . حضرت فرمود كه : دروغ مىگويى ! چه شد آن مالى كه به امّ الفضل سپردى در مكّه و گفتى كه اگر حادثه‌اى روى دهد اين را ميان خود قسمت كنيد ؟ عبّاس گفت : كه تو را خبر داد به اين ؟ ! فرمود : خدا مرا خبر داد . عبّاس گفت كه : شهادت مىدهم به اينكه تو پيغمبر خدايى ، زيرا كه به غير از خدا ديگرى بر اين مطّلع نبود . پس عبّاس گفت كه : جميع مال مرا مىگيرى كه من از مردم به دست خود سؤال كنم ؟ پس حقّ تعالى اين آيه را فرستاد : ى يآ أيُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِمَنْ فى أيْديكُمْ مِنَ الْأسْرى إنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فى قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّآ اخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم‌ٌى « 3 » ، يعنى : « يا رسول‌اللَّه ( صلى الله عليه و آله ) ، بگو بر آنهايى كه در دست شمايند از اسيران ، اگر بداند خدا در دلهاى شما خيرى ، هر آينه عطا كند شما را بهتر از آنچه گرفته شده است از شما به علّت فدا ، و بيامرزد شما را ، و خدا آمرزنده و مهربان است » « 4 » . و به روايت ديگر : جبرئيل نازل شده گفت كه يا رسول‌اللَّه ( صلى الله عليه و آله ) ، على ( عليه السلام ) را بفرست آن طلا را كه عبّاس در خانهء خود گذاشته و امّ الفضل ، زن خود را بر آن مطّلع
هامش
( 1 ) - خَصْمى : دشمنى . لغت نامه . ( 2 ) - اوْقِيَة : وزنه‌اى معادل هفت مثقال . لغت نامه . ( 3 ) - انفال / 70 . ( 4 ) - ( با تغييرات ) كافى 8 / 202 ح 244 ؛ بحار 18 / 130 ب 11 و 19 / 258 ب 10 و 19 / 301 ب 10 ح 45 ؛ تفسيرعيّاشى 2 / 68 ح 79 ؛ تفسيرقمّى 1 / 268 ؛ قصص‌راوندى / 340 ف 10 ح 417 ؛ المناقب 1 / 107 .