تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢

الفصلُ الثّاني وَ الأربعون در حسن بن علي عليهما السلام

بدان كه اكثر اعاظمِ « 1 » علما ذكر فرموده‌اند كه ولادت شريف امام حسن عليه السلام در شب سه شنبه نيمهء ماه مبارك رمضان سال سيّم هجرت واقع شد ( بعضى سال دوّم نيز گفته‌اند ) ، و اسم شريف آن حضرت حسن عليه السلام بود ، و در تورات اسمش شبّر است ، زيرا كه شبّر در لغت عرب حسن است و نام پسر بزرگ هارون عليه السلام نيز شبّر بود . فِى الحديث : اسماء بنت عميس گويد كه چون امام حسن عليه السلام متولّد شد من قابلهء او بودم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله تشريف آورده فرمود : يا اسماء ، بياور فرزند مرا . پس آن حضرت را در جامهء زردى قِماط « 2 » نموده خدمت جدّ بزرگوارش بردم ، آن حضرت فرمود كه : من نهى نكردم شما را كه فرزندى كه متولّد مىشود در جامهء زرد مپيچيد ؟ ! پس او را در جامهء سفيدى پيچيدم و خدمت آن حضرت بردم ، پس در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه خواند ، بعد از آن فرمود : يا على ( عليه السلام ) ، به چه نام او را مُسمّى كرده‌اى ؟ عرض كرد : يا رسول‌اللَّه ( صلى الله عليه و آله ) ، من به تو سبقت نگرفتم در نام او . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : من نيز سبقت نمىگيرم در نام به پروردگار خود . پس جبرئيل عليه السلام نازل شد از جانب حقّ تعالى و نام حسن عليه السلام را با جامه‌اى از جامه‌هاى بهشت ، به عنوان هديه خدمت حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله آورد و گفت كه : خداوند علىّ اعلى تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه او را به اسم پسر بزرگ هارون مسمّى كن . پس حضرت او را حسن نام كرد ، چون روز هفتم شد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله دو گوسفند ابلَق « 3 » از براى عقيقهءاو كشت [ و ] به اسماء كه قابله بود يك ران با يك اشرفى داد . و سرش را تراشيده ، موى سر را با نقره كشيده تصدّق فرمود ( اين است كه بعضى از معتبرين مىفرمايند كه : از آن روز [ است ] كه
هامش
( 1 ) - اعاظِم : جمع اعْظَم ، بزرگتران . لغت نامه . ( 2 ) - قِماط : قنداق . لغت نامه . ( 3 ) - ابْلَق : دو رنگ ، سياه و سفيد ، رنگى سپيد كه با آن رنگ ديگر باشد . لغت نامه .