الفصلُ السّادِس وَ الثّلاثُون در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله
مرويست كه : چون جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله از مكّه هجرت نموده وارد مدينهء منوّره شد ، در خانهء ابو ايّوب انصارى منزل نمود ، و مدّتى در همان خانه نماز مىكرد با اصحاب خود ، و آنجا زمينى بود از يتيمان چند ؛ پس حضرت به اسعد بن زرارة فرمود كه اين زمين را براى من خريدارى نما . چون اسعد با يتيمان سخن گفت ايشان گفتند : اين زمين از آن حضرت است و ما قيمت نمىخواهيم . حضرت فرمود كه من بدون قيمت راضى نمىشوم ، پس آن زمين را به ده اشرفى خريد و فرمود كه در آن زمين خشت زدند ، و صحابه را امر فرمود كه از حرّهء مدينه سنگ مىآوردند و خود با ايشان رفاقت مىنمود در سنگ آوردن ، تا آنكه اسيد بن خضير به آن حضرت رسيد ، ديد كه سنگ گرانى برداشته ، گفت : يا رسولاللَّه ( صلى الله عليه و آله ) ، بده تا من بردارم ، فرمود كه برو و سنگ ديگر بردار .
چون اساس مسجد را با سنگ كار كرده به زمين رسانيدند بالايش را از خشت بنا كردند ، و در زمان اسعد آن حضرت سه فقره مسجد را به جهت زيادتى مسلمين و تنگى مسجد توسعه داده بزرگتر از اوّل بنا فرموده است خود آن حضرت . و لكن بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله تغيير داده شده به همان بنا ، و همين كه قائم عليه السلام ظهور كرد ، مسجد را بر بناى آن حضرت خواهد گذاشت ، و موضع مسجد ، الآن ، در قريب به وسط شهر واقع است ، و قبر مطهّر و مرقد منوّر حضرت ختمى مرتبت در شرق مسجد است .
فِى الحديث : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده كه : يك نماز كردن در مسجد من مقابل است نزد خدا با ده هزار نماز كه در ساير مساجد خوانده شود مگر مسجدالحرام كه نماز در آن معادل است با صد هزار نماز « 1 » .
هامش
( 1 ) - وسايل 5 / 271 ب 52 ح 6520 ؛ وسايل 5 / 280 ب 57 ح 6546 ؛ بحار 96 / 241 ب 44 ح 6 و 96 / 381 ب 2 ح 6 ؛ ثوابالاعمال / 30 .