تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
بعد از طواف حجّ ، و از زن بعد از طواف نساء محلّ مىشود . ثواب : مروى است كه جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه : در مِنى چون سر خود را بتراشى بوده باشد براى تو ، به عدد هر مويى حسنه‌اى نوشته شود براى تو در مستقبل عمر تو « 1 » . فايدة : در احاديث وارد شده كه : سر تراشيدن ، ديده [ را ] جلا مىدهد ، و بدن را راحت مىنمايد و غم را زايل مىكند ؛ چون موى سر بلند شود چشم را ضعيف مىنمايد و نورش را كم مىكند . و در حديث معتبر مروى است كه : ابتلاى ابراهيم عليه السلام چنانچه در آيهء شريفه است ى وَ إذِ ابْتَلى إبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إنى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إماماًى « 2 » ، آن بود كه در خواب او را امر فرمود كه فرزندش را ذبح نمايد ، پس تمام كرد او را ابراهيم عليه السلام و عزم بر آن نمود ، و تسليم امر الهى كرد ، پس خداوند عالم وحى فرمود به او كه : من تو را براى مردم امام نمودم ، پس فرستاد بر او سنّتهاى حنفيّه را كه ده چيز است : پنج در سر و پنج در بدن ؛ امّا آنچه در سر است شارب گرفتن و ريش را بلند گذاشتن و سر تراشيدن و مسواك و خلال كردن ، و آنچه در بدن است مو از بدن زايل كردن و ختنه نمودن و ناخن گرفتن و غسل جنابت « 3 » و استنجاء « 4 » به آب . پس اين است حنيفيّهء طاهره كه ابراهيم عليه السلام آورد و منسوخ نمىشود تا روز قيامت ، و اين است معنى قول خداوند عالم كه : « متابعت كن ملّت ابراهيم را در حالتى كه حنيف و مايل است از باطل به حقّ » ، يعنى آيهء ى وَ اتَّبِعْ مِلَّةَ إبْراهيمَ حَنيفاًى « 5 » « 6 » ؛ چون در اوّل اسلام ميان عرب سر تراشيدن عيب عظيم داشت و بسيار بدنما بود ، در غير حجّ و عمره سر نمىتراشيدند ، [ و ] چون پيغمبر و امام عليه السلام بايد كارى نكنند كه در نظر مردمان قبيح و بسيار بدنما بوده باشد لهذا حضرت رسول صلى الله عليه و آله موى سر خود را چهار انگشت مىگذاشتند ، همين كه حجّ كردند
هامش
( 1 ) - الفقيه 2 / 202 فضائل‌الحجّ ضمن‌ح 2138 ؛ التهذيب 5 / 20 ب 3 ضمن‌ح 3 ؛ وسايل 11 / 218 ب 2 ضمن‌ح 14650 . ( 2 ) - بقره / 124 . ( 3 ) - عبارت متن « جنابات » . م . ( 4 ) - اسْتِنْجاء : شستن موضع غائط و بول را . . . . لغت نامه . ( عبارت متن « استنجاب » . م . ) ( 5 ) - نحل / 123 . ( 6 ) - وسايل 2 / 117 ب 67 ح 1662 ؛ بحار 12 / 56 ب 3 ؛ تفسيرقمّى 1 / 58 ؛ سعدالسعود / 83 .