در عمره مذكور شد ، ولى نيّت را چنين كند كه : سعى حجّ تمتّع اسلام مىكنم قربة الى اللَّه .
و چون از سعى فارغ شد ، برگردد به مسجدالحرام براى طواف نساء ، و با آداب سابقه طواف نمايد و لكن نيّت چنين كند كه : طواف نساء حجّ تمتّع اسلام مىنمايم قربة الى اللَّه ؛ بعد از آن دو ركعت نماز طواف به قرار سابق به عمل آورد و نيّت چنين كند كه : دو ركعت نماز طواف نساء مىگذارم قربة الى اللَّه ؛ و چون از نماز طواف نساء فارغ شد حلال مىشود بر او هر چيزى كه حرام شده بود حتّى نساء ، ولى مادامى كه در حرم است شكار به وى به جهت احترام حرم بر او حرام است .
و طواف نساء مخصوص نيست به مردان ؛ پس واجب است بر هر كس : خواه مرد و خواه زن و خواه طفل و خواه پيرى كه قدرت بر مجامعت نداشته باشد يا اخته بوده باشد ؛ و به اعتقاد اماميّه : مادامى كه حاجى طواف نساء را به عمل نياورده تمام زنهاى روى زمين بر او حرام است ، به جهت اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و تمام ائمّه عليهم السلام به عمل آوردهاند ، و نسخ اين حكم ، و هكذا ساير احكام شرعيّه جزءً فجزءً ، بعد از رحلت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله معقول نيست به دو سبب : يكى قطع شدن وحى بعد از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، دوّمى حديث شريف : « شرعُ محمّدٍ صلى الله عليه و آله مستمرٌّ إلى يَومِ القيامة » « 1 » ؛ الّا آنكه معروف ما بين علما آن است كه از اركان حجّ نيست ، پس ترك آن عمداً مثل ترك طواف حجّ يا طواف عمره باعث فساد حجّ و يا عمره نيست بلكه واجب است به كسى كه تارك آن باشد اينكه او را به جا آورد ، و تا او را بجا نياورده زن بر او حلال نمىشود ( حتّى عقد كردن و شهادت دادن بر آن ، عَلَى الاحوط « 2 » ) .
به سند معتبر مروى است كه : چون آدم و حوّا مرتكب ترك اولى شدند خلّاق عالم ايشان را از بهشت بيرون كرد ، و حوّا را بر او حرام نمود ، جبرئيل نازل شده به آدم عليه السلام تعليم حجّ مىداد ، و او بجا مىآورد ، همين كه در مِنى حلق رأس نمود ، آورد آدم به مكّه ، پس امر كرد او را كه هفت شوط طواف كند ، و هفت شوط سعى كند ، پس بعد از آن هفت
هامش
( 1 ) - با عباراتى متفاوت امّا به همين مضمون در بسيارى از منابع از جمله : كافى 1 / 58 بابالبدع ح 19 ؛ بحار 86 / 148 ؛ بصائرالدرجات / 148 ب 13 ح 7 .
( 2 ) - بنا بر احتياط . م .