هفتم ، خودش چيزى از او بخورد ، اگر چه كم باشد .
هشتم ، افضل در قربانى شتر است ، و كمتر از او در فضيلت گاو ، و كمتر از او گوسفند ، و كمتر از همه بز است ، و احسن از همه گوسفند است ، اگر چه در فضيلت كمتر از دو تا [ ىِ اوّل ] است « 1 » .
تدبّر : چون حاجّ ذبح قربانى كند ، ياد آورد كه اين ذبح اشاره به آن است كه : به سبب حجّ به نفس امّاره و شيطان ، غالب شدم ، و ايشان را كشتم ، و از عذاب الهى خلاص شدم ؛ پس در آن وقت سعى كند در توبه و بازگشت از اعمال قبيحه كه سابق مرتكب بود ( و امّا در اين اشاره صادق باشد ) ، و فِى الجمله شيطان و نفس امّاره را ذليل كرده ، حلقوم هَوى « 2 » و هوس و طمع را قطع نمايد ، و از اين جهت رسيده است كه : علامت قبول حجّ آن است كه حال آدمى بعد از حجّ بهتر از سابق گردد . و در خبر ديگر وارد است كه : از علامت قبول حجّ ، ترك معاصى است كه سابق مىكرد ، و بدَل كردن همنشينان بد را به همنشينان خوب ، و مجالس لهو و غفلت را به مجالسى كه در آن ياد خدا مىشود .
ثواب : مروى است كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده كه : چون در مِنى ذبح كنى گوسفند قربانى را ، يا نحر نمايى شتر قربانى را ، بوده باشد براى تو به هر قطرهاى از خون آن كه حسنه نوشته شود براى تو در مستقبل عمر تو « 3 » .
فايدة : بدان كه اسباب قرب بسوى خلّاق عالم مختلف است ، از جملهء آنها قربانى است ؛ و قربان ( بر وزن فعلان ) ، مشتقّ است از قرب به معنى « ما يُتَقَرَّبُ بِه » « 4 » مثل قرآن ؛ و قربانى اقسامى دارد كه به بعضى از آنها اينجا اشاره مىشود :
اوّل ، قربانىِ توبه ، كه خداوند عالم ارادهء قبول توبهء آدم عليه السلام فرمود ؛ جبرئيل آمد ، مناسك حجّ را به آدم عليه السلام تعليم داد ، [ او ] اعمال حجّ را به عمل آورد و قربانى كرد تا
هامش
( 1 ) - بهتر از همهء قربانيها ، گوسفند است اگرچه برترى آن از شتر و گاو كمتر است . م .
( 2 ) - هَوى : خواهش دل ، خواست دل . لغت نامه .
( 3 ) - التهذيب 5 / 21 ب 3 ضمن ح 3 ؛ الخرائج 2 / 516 ( ضمنحديثىطولانى ) ؛ روضةالواعظين 2 / 360 ( ضمنحديثىطولانى ) .
( 4 ) - چيزى كه بوسيلهء آن ( به خدا ) تقرّب جسته شود . م .