الفصلُ الثّامِن وَ العِشرُون در قربانى كردن
واجب است در مِنى قربانى ؛ و اين دوّم مناسك مِنى است ، و واجبات آن چند چيز است :
اوّل ، نيّت كردن به اين طريق كه : ذِبح « 1 » ( يا نَحر « 2 » ) اين قربانى مىكنم در حجّ تمتّع اسلام واجب قربة الى اللَّه .
دوّم ، اينكه نحر يا ذبح را در مِنى نمايد .
سيُّم ، بعد از رمى جمرات [ قربانى ] نمايد .
چهارم ، قبل از حَلق « 3 » باشد .
پنجم ، در روز عيد اضحى باشد .
ششم ، خود بكشد قربانى را ، و اگر كس ديگر بكشد بايد نيابت نمايد ، و اولى اين است كه در آن وقت حاجى دست خود را بالاى دست نايب بگذارد .
هفتم ، يك نفر ، يك قربانىِ مستقلّ نمايد و شراكت با كس ديگر نكند مگر در قربانى مستحبّ .
هشتم ، گوشت قربانى را از مِنى بيرون نكند ، هر چند كه براى خوردن خود باشد ، و همه را در آنجا صرف نمايد ( مگر كسى كه گوشت را به او به رسم هديه ، يا از حصّهء فقرا داده باشند ، يا از كسى خريده باشد ، كه اينها را بيرون كردن جايز است ) .
نهم ، پوست قربانى را به اجرت ذبح كننده ندهد ( اگر به عنوان هديه يا از حصّهء فقرا ، با وجود صفت استحقاق ، بدهد ضرر ندارد ) .
و در خود قربانى چند چيز واجب است :
هامش
( 1 ) - ذِبْح : گوسفندى كشتنى ، قربانىِ عيد اضْحى . لغت نامه .
( 2 ) - نَحْر : شتر كشتن . لغت نامه .
( 3 ) - حَلْق : موى ستردن ، تراشيدن . لغت نامه .