قصوى نيز گويند و او نزديكترين جمره است به مكّهء معظّمه از ساير جمرات ) ؛ و واجبات آن چند چيز است :
اوّل ، نيّت كند به اين طريق كه : مىزنم جمرهء عقبه را با « 1 » هفت سنگريزه در حجّ تمتّعِ اسلام « 2 » قُربةً الَى اللَّه .
دوّم ، هفت سنگ بزند .
سيُّم ، سنگ را به جمره رساند .
چهارم ، سنگهاى حرمى باشند ( يعنى از حرم چيده باشند « 3 » ) .
پنجم ، سنگها بكر [ باشند ] ، يعنى پيش از اين ، آن سنگها را نزده باشند .
ششم ، [ سنگها را ] يك يك بيندازد ، و اگر همه را يك دفعه بيندازد همه به يك سنگ حساب مىشود ، هر چند جدا جدا برسند .
هفتم ، خَذْفاً « 4 » بيندازد ( و خَذْف « 5 » عبارتست از آنكه سنگ را به باطن انگشت ابهام بگذارد و به ظاهر انگشت سبّابه دفع نمايد ) .
هشتم ، بايد رسيدن سنگ ، به فعلِ رامى « 6 » باشد ، و اگر در [ اين ] اثنا سنگ ديگرى به او رسد و به قوّهء او ، اين سنگ بر جمره رسد كافى نيست .
نهم ، يقين نمايد بر رسيدن هفت سنگ ؛ پس اگر شك نمايد در رسيدن سنگ ، بايد بعوض آن سنگ ديگر بزند تا قطع كند به زدن هفت سنگ .
و مستحبّات رمى چند چيز است :
هامش
( 1 ) - عبارت متن « يا » . م .
( 2 ) - مراد از « حجّ تمتّع اسلام » همان « حجّة الاسلام » است . م .
( 3 ) - در معانى « چيدن » آمده است : « يك يك از زمين برداشتن » [ كه در اينجا مصداق دارد ] ؛ به لغت نامهء دهخدا ، ماده ( چيدن ) مراجعه شود . م .
( 4 ) - عبارت متن « خدفاً » . م .
( 5 ) - عبارت متن « خدف » . م .
( 6 ) - رامى : تير و سنگاندازنده ، از دست اندازنده هرچيز . لغت نامه .